تو


بعد از خیلی  مدت طویل باز هم امروز فرصت کردم به وبلاکم سر بزنم تشکر از همه خوبان که لایک کرده بودند و نظر داده اند واقعا شرمنده خلوص نیت شما عزیزان هستم انشاالله که بتوانم جبران بکنم.

کلو روز های مره بیگاه کدی تو

کلو غیروی و سر صدا کدی تو
 
او روزا هم گذشت ای ماه تابو

ده جای مهر غوغا فدا کدی تو

الهی باز گرداند همان وخت 

بخشیم یادای خوره رها کدی تو

 
 Aviary Stock Photo 1
By باچه آزره آزره Posted in History

توتاپ و دولتمردان افغانستان


:دولتمردان گرامی
شما بهتر از همه میدانید زمانیکه انتقاد از مراکز آموزش عای کشور آغاز می گردد ختمش استقرار یک دولت مردمی است که باشندگان کشور را بدون تبعیض نظر به شائستگی بر اریکه قدرت می نشاند.
لجاجت و سنگر گرفتن در برابر مردم نه از نگاه اخلاقی درست نه هم از نگاه استراتیژ سیاسی.
اخلاقاً لج بازی کار مردان با خرد نه که بیخردان لجوج اند. از نگاه ستراتیژیک سیاسی که میگویم درست نیست چون ایستادگی شما و ینگر گیری شما باعث می شود صغ منتقاد شما محکمتر و استوارتر گردد و پیروان حامیان منطقوی و جهانی پیدا بکند. شما این را در دو اعتراض کابل شاهد هستید.
لذغ پیشنهاد و نظر من این است که
۱- مستفید شدن منافع داخلی و وارداتی حق مشروع فرد فرد کشور است این را هیچ قوه ای منکر شده نمیتواند لذا مردمان مناطق مرکزی کشور هم تابع همین قانون است جز همین خاک و سرزمین و نباید محروم نگهداشته شوند.
۲- استفاده از عقل بجای احساسات راه منطقی تر است.
۳- آیا ۳۰۰ میگا ولت برق برای مردم مناطق مرکزی کافی است خوب گیرم استخراج معادن در ده سال آینده میسر نباشد آیا روزی نمیرسد که معادن غنی این مناطق استخراج گردد و آنزمان این برق کافی خواهد بود یا ناچار یک هزینه دیگر را آنزمان بی پردازیم و این کشی بکنیم که هزینه اش ممکن بیشتر از هزینه عبور برق از سالینگ الی کابل باشد.
۴- شما در جریان هستید که یک لین برق از سالنگ ها عبور کرده اگر انکشاف متوازن را واقعا درک کرده اید این بار منطقا لین برق باید از کجا بگذرد؟
۵- از این که بگذریم، لین برق ۱۰۰۰ ولت ساکا نیز از سالنگ می گذرد آیا در انتقال این لین ها سهم مناطق مرکزی فقط سه صد میگا ولت است؟ آیا مناطق مرکزی از آن لین هم ۶۰٪ مستفید می گردد یاخیر؟ اگر مستفید گردد و این را شما شفاعی و تحریری تضمین می کنید مردم مناطق مرکزی ممکن این جا سکوت بکنند ولی آنجا نه. پس پیشنها من این است که این لین را طبق ماستر پلان از قبل طرح شده اجرا بکنید و آنرا طبق برنامه از قبل طرح شده.

باچه آزره آزره

By باچه آزره آزره Posted in History

8760 ساعت در بر گرفت


برايت يك لحظه كافي بود نيازي نبود اين قدر اذيتم مي كردي و آزارم ميدادي
يك دقيقه هم وقت كافي است برأي انجام مسؤوليتي بزرگ و سترگ
اين هم راه عادلانه و منصفانه نيست كه من برأي رسيده به تو پيمودم.
بلي شب و روز لحظه شماري داشتم ساعت ها گذاشت ، شب و روز ها گذشت وصال تو ميسر نشد كه نشد،
ميداني برأي رسيدن به تو يك سال عمرم هدر رفت ، فكر نمي كني اين مستبدانه باشد كه برأي وصالت ٣٦٥ شبانه روز آدم نحيف مثل من را به هر سوي دنيا كه دلت خواست بكشي بعضا ممكن إز أفغانستان الي هند و تا ماليزي؟

ولي بدان كه من عاشق نو آوري هايت هستم همين كه بعد إز هشت هزار و هفت صدو شصت ساعت جامه طبيعت را عِوَض مي سازي ستودني است.

صبر من نه كه صبر خيلي إز دوستانم را به آخر رسانيدي، ميداني خيلي ها بر علاوه دوستانم برأي ورود تو آخر شب سال را تحت نام شب يلدا جشن گرفتند؟
آنها جشن گرفتند خوردند، نوشيدند و مست شدند زيرا همه ورود ترا تحت نام سال نو و بهار نو به استقبال نشسته بوديم تا اينكه ساعت ١٠:٤٥ روز بعد سال تغيير كرد و نوروز شد
حالا هم حضوره را خير مقدم گفته برايت عمر طولاني و صحتمندي و دامت أمن و أمان خواهانم

نوروز تو خوش آمدي

نوروز و سال نو تان مبارك

By باچه آزره آزره Posted in History

دیر سالیست که احوالی ندارم


یک ضرب المثل را شاید شنیده باشید که میگویند زمین میسوزد که آتش رویش روشن باشد.

حالا من هم زمین شده ام که آتش هجران ات مرا شبانه روزی بد رقم می   میسوزانت. از دور و هجرنت تو می سوزم ،ولی دوستانم مرا به هزاران دلایل دیگر مقصر میدانند. یکی تأکید دارد که غذا بخورم، دیگری فشار می آورد که بخوابم، یکی دال را فشار کاری میداند دیگر دلیل خودش را دارد خلاصه هر کسی برایم حرفی برای گفتن دارد.

بگذار نخست از همه این عزیزان جهت نگرانی شان در مورد من و توجه شان بر من حقیر و فقیر سپاس گذاری نمایم.

از آنجا که تقریبا بیشتر از مناصفه عمرم را در فراق تو سپری کردم  سخت با خود قهرم ولی خوشم مدتی را که در آغوش گرمت حضور داشتم در حد توانم سعی ام را برای بهبودی ات انجام داده.

گرچند کاری خاصی انجام نداده ام ولی هیچگاهی در خرابی ات دست نداشته ام،هیچگاهی تلاش نکرده ام که در زخم های درمان نشده ات زخمی دیگری بیافزایم وطن زیبا و نابم دلم سخت برایت می سوزد وجودم را سراپا آتش گرفته است بخاطر اینکه در چنگال سخیفترین و سفاکترین اداره کننده ها افتاده ای.

آرزویم این است که یک روز ترا در منطقه و جهان همه به نام نیک بشناسند و در اخبار و رسانه ها از افتخارات فرزندانت بنویسند و بگویند.

وطنم!

دیر سالیست که ز تو احوالی ندارم ///// مادرم! بی تو، من دیگر حالی ندارم

به امید بهروزی های وطنم از همه هموطنانم خواهش تلاش دارم.

By باچه آزره آزره Posted in History

محقق زنکه باز


شناختی که از محقق و سایر رهبران هزاره داشتنم قبل از جوغول کاری های محقق طی یک سخنرانی در ارگ زیر تسلیت نامه اش که در صفحه فسبوکش نشر کرده بود نوشتم که تسلیت نامه را به خانواده های خودش برگردانید.
زیرا میدانستم که محقق مردی نیست که بتواند از آدرس مردمش در روز های سخت و دشوار سخن بگوید او ماده رندی است که تنها زمانی از این آدرس حرف می تواند بزند که هدفی در کله داشته باشد و یا رای مردم را نیاز داشته باشد.
محقق در سخنرانی اش در حضور نماینده ها کابینه میگوید هر روز هموطنان ما در ننگرها و….. کشته می شوند ما باید نگران آنها هم باشیم.
ولی وجدانش را باخته است که این کشته های تا آن کشته های زمین تا آسمان متفاویت است.
این چنین کشته در هیچ قانونی مجاز نیست که مردم بی دفاع و بی سلاح را از از موتر حاملش پیاده کن و چندین روز در حضور یک دولت نگهدار و بعدا گردن ببر. این کشته نه به کشته های ننگرهار میماند و نه به کشته های هلمند و قندهار و قندوز
این کشته شبه کشتن غور است که نوعروسی آغازین روز زندگی اش را زیر خاک سپری می کند این کشته شبه کشته های مردمم در پاکستان است هی وجدان باخته تا بکی از نیرو این مردم میخواهی به قدرت برسی.
محقق بالاخره نشان داد که بهسود و چهارکنت چقدر با اهمیت تر است نسبت به غزنی و جاغوری برایش این وجدان باخته تاریخ و این نمک حرام از یاد برده است که این مردم غزنی بود که تا آخرین لحظات پای صندوق های رای ایستادند و انگشت هایشان را از دست دادند که جناب ولگرد زنکه باز به قدرت برسد.
من هدفم تقسیم هزاره های به بهسود و غزنی ویا مناطق دیگر نیست اینجا منطق یک رهبر مردم را به تجزیه و تحلیل نشسته ام.
او میگوید که کسانی مثل ناجی و یا شکسته های خورده های انتخابات و بخصوص مردم جاغوری را هدف قرار میدهد که این اعتراض نه بلکه ولگردی را راه انداخته اند. ندیده است که ممکن یک درصد از مردم اعتراض کننده از جاغور نبود و اکثریت قاطع از نطاق دیگر کشور و فراقومی بود.
حمل تابوت وجدان توسط برادران سیکهه خود نشانه خوبی برای اشتراک همه اقوام در کشور است.
امید وارم مردم هزاره بعد از این اعتراض فهمیده باشند که نه محقق و نه کسانی دیگری که ایشان رهبر خطابش می کنند درمان گر درد ملیت است بلکه ما باید دنبال فرد جدید از میان تحصیل کرده های دانشگاهی باشیم که بتواند حرف مردم را به هر نحوی و در هر حالتی بگوش دولت مردان و جهانیان برساند.
ترسی از حضور نماینده های قبیله و غیر قبیله نداشته باشند.
اگر مصالحت قومی و ملی در قتل عام مردم ما حفظ می شود میگویم امروز این مصالحه باید از بین برود و کشور به خاک و خون یکسان گردد.
باچه آزره آزره
14/11/2015
By باچه آزره آزره Posted in History

زیستن برای من و گریستن برای تو


از آغاز آشنایی فکر می کردم اگر کنار هم می بودیم خوش بخت ترین زوج در میان اطرافیان ما خواهی می بود ولی نمیدانستم که مطالب که بدست نشر می سپرد بر گرفته از مغز خودش نه بلکه همه کاپی و پیست بوده چقدر دیر اطلاع یافتم.

فکر می کردم هر دو از یک درد مینالیم نمی دانستم درد او  چیزی دیگری بود و درد من از جای دیگری.

او از کمبود چیزی درد می کشیده و من از داشتن دردی به خود می پیچیدم.

By باچه آزره آزره Posted in History

ذره های کوچک ما


ذره های ریز ما

کوتاه سخن هزاره ها یکی از اقوام بزرک افغانستان است که قدامت زیست دیر سال تر و بیشتری نسبت به همه اقوام افغانستان را دارند، یا بهتر بگویم اصیل ترین بومی های این سرزمین اندکه متتاسفانه در امتداد تاریخ در اثر تهاجم های پی در پی غول پیکری بیگانه ها چون آریائی ها تحت رهبری اسکندر کبیر، مغولها تحت قیادت چنگیز، انگلیس ها بواسطه بومی های جدید و مهاجر در این کشور این قوم را در بخش های مختلف از هم متلاشی شدند.

این متلاشی شدنها باعث بقدرت رسیدن یکعده دست نشاندهای انگلیس و روس گردید که هر کدام به نوبه خویش سعی بر خورد کردن بیشتر هزاره ها را کردند و تا جایی هم موفق شدند  که در جایی حتی تلاش به انقراض کشاندن نسل هزاره ها کردند ولی این تلاش با مقاومت شدید رو بروی گردید که بالاخره با شکست تلخ باعث شد شصت و پنج در صد از نفوس هزاره ها قتل عام گردد.

ولی شور و شوق عدالت خواهی ، استقلالیت و مبارزه از وجود هزاره ها بکلی برچیده نشد  حتی اگر به ذرات کوچک هم مبدل می شدند حاضر نبودند منافع خود شان را زیر پا بگزارند که این رشادت ها باعث رشد و نمو مردانی شد که بعداًحماسه های جاویدان را ثبت اوراق تاریخ کشور کردند.

این استقامت ها آهسته آهسته ذره های کوچک را گرد هم جمع کرد و کتله از مردم دوباره متولد شده ساخت مردمی که افتخار پرورش مرد ها و زنهای را دارند که کلمات مرد و زن برای ستودن آنها کفایت نمی کند. این کتله انسانهای  جنسیت را پرورش دادند که تا قیمت خون شان در کنار این مرد ایستای کرد و بر گفته هایش که می گفتند « از خدا می خواهم خونم در جمع شما مردم بریزد» عمل کردند.

ولی افسوس  و صد افسوس که :

باغبان روزگار چی عجب خوش سلیقه است

می چیند آن گلی که در عالم نمونه است.

این مردان و زنان چون گاو سوار ها، درویش علی خان ها، فتح مامد خان ها، ارغون ها عبدالخالق ، کشتمند ها، کاتب ها و مزاری ها و زنان چون گل بیگم ها، عمه سنگری ها شیرین ها فریبا ها و هزاران مردان و زنان دیگر گل های نمونه در باغستان محروم  مردمی بودند که همسایه هایشان وجود فزیکی شان را حاضر نبودند و نیستند قبول بکنند.

حالا که چنین شده است پرسش چی باید کرد؟ ذهن هر  کاوشگری را بخود مشغول می ساز.

من نظر هایم را تنها با نوشتن عنوانی از این قرار بسنده میدانم:

۱ ٫ تحصیل

۲٫  اقتصاد

۳٫ اتحاد

۴٫   ایستادگی و عمل

۵ ٫  وفادار ماندن.

و آنروزیکه ما به این گزینه ها دست پیدا کردیم فکر کنم بتوانیم کله باری از محدودیت ها و محرومیت های را که تا امروز یا سهوا یا عمدا سد راه ما قرار دارد برداریم پس پیش بسوی پیروزی

به امید آنروز.

By باچه آزره آزره Posted in History

استقلال


!استقلال
کلمه زیبا، شیرین و دلنشین است ولی فقدانش وجدان های بیدار را بشدد می آزارد امروز در افغانستان چقدر وجدانها آزار دیده است خدا میداند و چقدر بی خیال از کنارش رد شدند هم والله اعلم.
بلی! این کلمه جان نشین است قوت و نیرو می بخشد، کسالت می کاهت. استقلال مقدس است و نجابت و جایگاه منطقوی و جهانی عرضه می کند از بدی ها بد بینی های منطقه یون و جهانیون کسر می کند و به افتخارات و داشته ها می افزاید.
آری امروز ما بخاطر این علت هاست که خیلی مورد توجه جهان و جهانیان قرار داریم آنهم نه نحو مثبتش بلکه همیشه فقدان بعد های مثبت را بر ما دیده اند همیشه توهین شده ایم تحقیر.
در پاکستان به اسم مهاجر و کابلی صدا می شدیم و ایران به اسم های متفاوت تحقیری چون افغان کثافت و … .
امریکا بر ما باورمند نبود و روس با ما خصومت می کرد.
ترکیه پی تاسیس خلافت عثمانیه بود سعودی دنبال خلقت واقعا چون کربلا که بلاخره در مزار دشتی لیلی را به مثابه دشت کربلا دید و لشکر یزیدی را با اسم طالب اورکشکش کرد.

بلی برادر! فقدان این مقوله حتی آزادی فکری را از ما به یغما برده بودآزادی اعتقادی و هویتی را از ما گرفته بود با آنکه میدانستیم حق کجاست و چیست ولی هنوز انکار میکردیم. با آنکه میدانستیم کی هستیم و از کجا هستیم حق بیان را از ما گرفته بودند.

ولی امروز هم که همهمه استقلال همه جا را فرا گرفته است هنوز هم فقدان واقعی استقلال که معنا تمام .معنی کلمه را برساند وجدان های بیدار را آزار میدهد

استقلال جوانه امید بخش بلوغیت رشید و ثمر بسا بی اندازه مفید دارد که ما محرومیم.

By باچه آزره آزره Posted in History

قهرمان های نا قهرمان


اینجا سرزمینی است که مایای ملت را بابا ملت و متنفر دوم جهان را متفکر دوم جهان به معرفی میگیرند.از کشوری هستم که بزرگانش با دروغ و ریا بر گرده مردم سوار می شوند همیشه شعار شان عدالت اجتماعی و تساوی حقوق یکسان اقوام بوده ولی عمل کرد شان کلا برعکس گفته هایشان بلی من وابسته به سرزمینی هستم که خود غرق در دریای از مشکلات است و مردمش از گرسنگی دست به خود کشی می زند ولی رئیس جمهورش میلیونها دالر را به گشآر های دیگر کمک می کند.
بلی ! من متولد همان سرزمینی هستم که همه اتباعش از خاطر یک مشت یاغی وحشی در سراسر دنیا از هویتش رنج کی برند همینکه میگویم از افغانستانم همه با لهجه ها و طروق مختلف می گویند اوه طالبا، بُم بُم و … .
ولی اینجا به افتخار می گویم بلی من فرزند همان کشورم که شما ها به هر چشمی که نگاه می کنید بکنید من عاشق این خاکم این خاک وجود من است اگر هموطن پشتونم انتحار می کند هموطن اوزبیکم در برابر تحجر می رزمد، اگر هموطن پشتونم افراط میکند هموطن بلوچم افتخارات بزرگی را بدست می آورد و اگر هموطن پشتونم انحصارگراست هموطن هزاره ام همه خواه است.
اگر هموطن پشتوانم عاشق جنگ است برادر هندو ام مخالف جنگ است اگر پشتونهایم نام این وطن را با مواد مخدر به جهان معرفی کرده است هزاره هایم با تحصیل و مدالهای قهرمانی اش معرفی می کند.
آری من از همین کشورم و ما همه با هم در همین گشور زاده شده ایم ولی افسوس و صد افسوس که دست ناجور زمان ما را نمی گذارد در عمل هم کنار هم باشیم.
امید آن روز ما به افتخارات آوران کشورم می بالیم.
خیر اگر بجای جنرال مراد علی مراد از عیسی خان لغمانی تقدیر می شود. خیر اگر بجای صابر نخستین طیاره ساز کشور از ریزه گل نخسین زن قاتل پشتون تقدیر می شود، خیر اگر بجای تحصیل کرده های هزاره بیسواد ها یک مشت دزد در و پنجره اورگانهای دولتی را قبضه کرده اند. از زمانیکه این کشور افغانستان شده است این ستودن قهرمان های نا قهرمان رسم و رواج دولتمردان ما است.

زنده باد افغانستان
🙂🙂🙂

By باچه آزره آزره Posted in History

عيسي ريزه كلي


   در ادامه جوايز و تحائف كه به عيسي خان لغماني از طرف مقامات وكلا و سرمايه برستان تقديم شد كروب بي فرهنكهاي اكادمي علووم نيز خواستند با به باي عبدالحي حبيبي كذارند و شروع به تحقيق كردند.

براي عيسي خان افتخار و هديه كرانبها و تاريخي را تفويض كردند. اين هديه جيزي نيست مكر تحقيق  عاري از حقيقت كه به سر كردكي سليمان نالايق، كاتبي بدننك (بتنك) و مشاوريت همايون يون صورت كرفته است؛ اين محقيقين نا برجسته اكادمي بي علوم طي يك تحقيق زنيتيكي  شباهت كلي في بين زين عيسي خان و ريزه كل دريافتند. اين تحقيق در حالي صورت كرفته است كه عيسي خان در اول سرطان سال جاري با يك حركت تق جبه كول شهرت منطقوي يافت روشن انديشان تاريك نويس نتيجه تحقيق خود شان را بس از تائيد مغز تهيفكر راهيي شوراي اغتشاش بر انكيز بشتون كردند تا برو بال بيشتري با اقتباسي از كتاب امير كرور امير خيالي حبيبي بدهند. اين كله از محقيقين هيله مند هستند تا شوراي برخاش كر بشتونوالي شباهت هاي بيشتري زنيتيكي في مابين زن عيسي و ريزه كل دريابند و ثابت بسازند كه عيسي لغماني نه بلكه عيسي ريزه كلي است.

بدرود تا ادامه و نتيجه شوراي اغتشاشي بشتونوالي !

By باچه آزره آزره Posted in History

Pakistan Afghanistan Signe strategical agreement.


Pazhman Ghaznawi:

Afghanistan Pakistan sign strategically agreement

It is not important which kind of agreements both Gov sign security or economic’ what is important is advantage of my country.

What is the advantage of my country in this agreement which is signed between Pakistan and Afghanistan?

As usual most of Afghanistan people disagree with this agreement’ but Afghanistan Gov must clarify this for people and must share some I to with people.

Keeping people as blind will create more obstacles along the way of this agreement.

We have to bee aware of north, east and west neighbor countries reactions too.

I am sure this agreement is made after a long discussion and both party shared their demands and expectations.

Who was assigned from Afghanistan side and how experienced he,she /they was/were.

It is also known that Pakistan never do anything for Afghanistan, but if there is a plane made by them to implement it on our country so what will be the reaction of Afghanistan Gov in that case?

It is good to have strategical agreements with neighbourhood countries, but this questionable, that how honest they are in this agreements? What advantage they give to our country and people it is true that we need their support in some points but we must know, that they are suffering also from lack of this agreement even more than us.

That is why I think we have to go farther and ask Pakistan Gov for some advantage in order to sign this agreement I hope our side already would asked them.

By باچه آزره آزره Posted in History

غني شعار هايت فراموشم نشده !!!


  اشرف غني در كمباين هاي انتخاباتي اش شعارش اين بود كه من معضله كوجي ها و روستا نشينان بهسود را حل مي كنم.

اين كفته تنها در محدوده اي انتخابات و بالاخره تا رسيدن به كرسي قدرت تكيه كلامش بود همين كه اريكه قدرت را تثاحب شد نه تنها اين معضله را فراموش كرد كه نمكدان نمك هزاره ها را نيز شكست.

رهبران هزاره را به تمسخر كرفته و ناديده كرفت و دنبال مقتدر سازي قبيله خودش شد.

در سمت ديكر هم كه هزاره ها از داكتر عبدالله سخنكوي اسبق شوراي نظار هم بيمان شدن ديده مي شود كه متاسفانه رهبران و بزركان در معاملات سياسي خيلي كودكانه رفتار مي كنند و با حرفهاي جرب و جغيت خيلي زود فريب مي خورند.

امروز جشم همه بر نسل جوان اين قوم است اميد اين نسل بتوانم حلال اين همه نداشته ها كمبودي ها كردند.

By باچه آزره آزره Posted in History
Quote

All rights is saved for owner

All rights is saved for owner

های خدای آنها به یاد داشته باش این چندیم نامه ام برایت تحت این عنوان ( تو خدای ما نیستی) است.
بلی عاری از شک تو خدای آنهائی استی که کشور را به یغما میبرند و ملیت ها را به جان هم می اندازند مردمان بی گناه را سلاخی و تیر باران میکنند.
آری تو خدای آنهائی استی که قتل آدم های غیر تبارش را مجاز و فرض میدانند عروسک های زیبا و داماد های دل پر از آرزو را به گلوله می کشند و می کشند. تو خدای آن قاتلانی هستی که ایام عید را بری من و امثال من روز های عزا و ماتتم می سازند و خود به دربار سلطان و امیرش به مستی، رقص و پایکوبی می پردازند تا امیر ملک و سلطان زندگی اش از آنها خوش نود باشد.
دیگر شکی بر این ندارد که من بنده تو باشم باری اگر می بودم نیم نگاهی خدای ات را بر حالت رقت بار و جانگدازم می انداختی؛ رحیم و رحمن بودنت را برای من و هم ردیفانم ثابت می کردی.
از این رو است که من بخدای تو شک دارم و دیگر مشتی به درگاهت نمی کوبم.
از من و تو بدرود

تو خدای ما نیستی ۲

By باچه آزره آزره Posted in Topics

BMW بی ایم دبلیو


نویسنده لهیب الله ” آدینه غزنوی ”

میدانم مثل بعضی بنده هایت مشکل یاد فراموشی ندار بدون شک به یاد داری که قبلاً برایت نوشته بودم که تو خدای ما نه بلکه خدای دختر همسایه مایی برایت اشاراتی هم داشتم این بار بنده دیگرت را دریافتم که تقریبا از نعمات مشابه او دختر برخور دار است که تو اعطا کردی برایش.
شاید متوجه شوید کی را می گویم!
همانیکه هر صبح با موتر بی ام دبلیو اش سرکارش می رود تاچندین موتر مال را که شب گذشته به کمک مامورین سرحدی و گمرکات و پرداخت پول هنگفت به منشی های گمرکات بصورت غیر قانونیو بدون پرداخت گمرکاتش در گدام هایش که دور از شهر و چشم دید عامه است پائین کرده سنجش نموه و به بازار عرضه کند.
لی تو خدای همان آدمی !!
پس مرا چی نیاز دست بدرگاه تو کرده شب و روز رزق حلال توقع داشته باشم و از تو بخواهم خلاف کاران شهر و ملک مرا کنهدم گردان در حالیکه تو خود شریک خدای آنها را میکنی و شریک دسترخوان آنها استی.
خدای من اینگونه نیست میگویند او ذات لایزال مهربان، سخی، و عادل است؛ ولی در قلمرو حکومت تو عدالت که در قلمرو حکومتت نیست هیچی فقدان اوصاف دیگر هم برای من و امثال کن مشهود است پس مهرلاک حق درگاه تو است.
من رفتم تو خدای آنها را بکن

By باچه آزره آزره Posted in Topics