سیاه رویان تاریخ و تاریخ سازان روی سیاه


ملام عمر رهبر تندرو طالبان که از چکیده ها وگرده های مجاهدین قرا و قصبات قبیلوی جنبوب و کودکان بی بضاعت مهاجر افغان (پشتون) مقیم پاکستان گروهی را تحت نام طالبان رهبری می کرد

زمانی بود که قطعه خشکه ای به نام بخدی در قلب آسیا وجود داشت و توسط پارشاهی به نام یما اداره می شد که این نام بعدا به آریا مبدل شد و اسکندرو مقدونی حکمفرمائی داشت و بعد از آن به نام خراسان مسمی گردید که مغولان,صفویان حاکم این خشکه زمین شد و در نهایت بعد از این قبیله شترچرانان و مهاجرین هند و پاکستان بعد از کثرت نفوس شان در منطقه سلیمان کوه در جنوب کشور بقدر رسیدن این نام به یک نام تحمیلی و قبیلوی تعویض شد که از آن زمان بدین سو دیگر افغانستان روزی روشن بد تر از تاریک ترین شبهای سال بود و خوشی هایش همیشه با خون,قتل و انزجار همراه بود از این روست که می گویم سیاه رویان تاریخ و یا تاریخ سازان روی سیاه چون افغانستان و یا همان قعطه زمین خشکه که زمانی بخدی بودو بعدا آریا شد و بعد از آن خراسان و در نهایت افغانستان روزی روشن و خوشی نداشت و سراسر جهالت و اندیشه قبیله گرائی و قوم پرستی توسط نوکران بیگانه تخم پاشی شد که تا امروز همان تخم مانند دانه سرطان در رگ رگ این مملکت سراید کرده و هیچ درمانی برای آن نداریم. این مرض سرطانی از همان نخستین روز هایش که امیر توسط بیگانگان بر اریکه قدرت تکیه زد پیامی خوشی برای مردم این مرز و بوم نداشتند از همان لحظه سنگ تهداب این قطعه خشکه کج نهاده شده بود که تا امروز همانگونه کج به پیش می رود.

این کشور محاط به خشکه واقعا از ریزیش خون های بیگانه سیر آب شده است و از همین خاطر شاید بوده است که به خشکه محاطش کرده است.با عمر کمتراز سه صد سال شاهددوران های بسا اریکی بوده است از شاهی شروع بسمت سلطنت رفته و از آنجا به امارت رفته و از امیری دوباره با شاهی  و شاهی مشروطه و ملک الطوائفی بلاخره به ریاستی انجامید هیچ یک از این دوره ها قادر نبود که اتحاد جمعی را در بین ساکنین این سرزمین به میان آورد. هر کدام روی کار شد در نوحی خیانت کرد و رفت کسی به نام دین از احساسات مردم سو استفاده برد کسی هم به نام نوع آوری و کسانی هم به بهانه تغییر کلی در رژیم و کسی هم خود اش را نسبت به دیگران برحق دانست و قیام کرد که هیچ کدام به موفقیت کلی نه انجامید و تمامی رفت دنبال کار و راهش ولی چیزی که باقی ماند همان بزرع نفاق و بی عدالتی و نامساوات  و یک تن مجروح و معیوب این قطعه خاکی به نام افغانستان. در سال های اخیر ده 80 میلادی گروه نظامی دیگری با حمایت کشور های عربی و بخصوص عربستان و شبکه استخباراتی پاکستان و حمایت مالی انگلیس و امریکا در زمان حکومت بی نظیر بوتو از گرده های مجاهدین, و کمونیست های مخالف مجاهد تشکیل یافت این گروه که از سطح رهبری تا پائین ترین رتبه نظامی آنرا پشتونهای جنوب و کودکان بی بضاعت زمان جهان و مهاجرین افغان (پشتونهای) مقیم پاکستان و تشکیل شده بود نخست با شعار اسلامی و نرمی قلب بر قلوب مردم با خصلت شیطانی که میراثیست از اجداد شان بر قلب ها خود شان را جا زد ولی زمانی که در هر منطقه پا ملوث و چتل آنها رسید منطقه به انزوا کشیده شود و منطقه ا زباشندگان آن خالی شد از قندهار شروع تا به مزار و دهنه دره پنجشیر, این خالی شدن ها نخاطری بود که مردم از جنگ فرار کرده باشد بلکه از دست آزار و اذیت این گروه نوکر و وحشی پا به فرار بودند زیرا کودکان را به یتیم خانه های پاکستان می بردند دختران جوان را به زور به ازدواج خود شان وادار می کردند و پدران و برادران بزرگ را راهی سنگر می کردند تا فامیل ناچار دختران شان را به ازدواج آنها در آورد.نام از اسلام و عمل حتی پستر از جاهلان قبل از اسلام,شعار اسلامی و عمل پستر ازجامعه غیر اسلامی, و حالا پشتون ها ادعای حکومت اسلام ناب را دارند آخیر با کدام منطق چنین ادعای نادرست را دارید که کوشش به رسمیت بخشیدن آنها هستید؟ فکر کنم که مسله کوچی گری افشا شد این بار مسله طالبانی شدن را پیشه قرار داده اید؟ تا بتوانید که حکومت را برای چند صد سال دیگر نیز غضب نمائید مگر بس نیست که در این دو نیم صد سال خون تمامی مردمان بی گناه و بی دفاع این سرزمین را چشیدید؟

از زمامداری عبدالرحمن نوکر انگلیس شروع و به کرزی نوکر امریکا خاتمه می یابد آیا برایتان کافی نیست ایا هنوز هم می خواهید روی تاریخ را با لکه های ننگین و معاهده های ننگین تان سیاه سازید مگر معاهده ننگین گندمک را فراموش کرده اید؟ شرم است بر شما سیاه رویان تاریخ و یا به عبارت دیگر تاریخ سازان روی سیاه که مانند پشک هیچ به پشت نمی خوابیدرد طول این دوصد پنجا یا شصت  سال چی دست آوردی داشتید که هنوز هم دنبال این قدرت زدائی هستید مگر ناکامی های چندین صد ساله تان برای تان عبرت نشده است ؟

بعد از سقوط رژیم تاریک طالبان وحشی در سال 2001 و بعد از واقعه 9/11 میلادی در امریکا حکومت سیاه و تاریک طالبان توسط نیرو های بین المللی از میان برچیده شد و دولتی انتقالی به رهبر رئیس جمهور کرزی ایجاد شد که بعد از شش ماه و یکسال به دولت موقت مبدل گردید تا اینکه انتخابات صورت گرفت و کرزی برنده این انتخابات با تقلب هایش شناخته شد و برای پنج سال آینده کرسی قدرت را در اختیار گرفت البته دراین پنج سال کار کرد های چشم گیری نداشت و با شعار سهم دادن و ولایت ساختن چند ولسوالی تاجک و هزاره توانست برای بار دوم نیز در انتخابات با کسب نکردن 50+1 رای ریاست را بدست آورد ولی این بار با بازی های شیطانی اش می خواهد چهره های منفور طالبان را که او برادر ناراضی خویش می خواند به رسمیت بشناساند و این بار مشکلی دیگری را به نام طالب برای مردم افغانستان خلق نماید قبلا اگر کوچی بود بعد از این طالب باشد. واقعا قدرت هم شاید لذت بخش باشد اگر لذت قدرت باعث شود که چندین هزار فامیل بی سرپرست گردد و چندین هزاره کودک بی مادر و بی پدر و چندین هزار زن بیوه پس این را برای شما پشتونها برای همیشه بخشیدیم و ما قدرت با چنین پیامد ناخوش آیند نمی خواهیم این لکه های ننگین را ما در دامن خویش که تا بحال نزده ایم بعد از این هم نمی خواهیم بزنیم

خداوندا! روزی را بیاور که انتحار دیگر جان هیچ بشری را در جهان نگیرید

خداوندا! روزی را بیاور که دیگر کسی از ظلم حمایت می کند به چنگال ظالم بی افتد

خداوندا! آنانیکه من را بی خانه و کاشانه ساخته است برای ابد چنین اش کن تا درد دل من را نیز حس کند

Advertisements