امروز برای فردا


 

گذشته های ما رفتند شاید هم بعضی هایشان کار های کردند تا امرزو ما زنده باشیم و زندگی مشقت باری را که آنها تحمل کرده بودند بر ما نیز تحمیل نشود پس ما هم که امرزو زندگی می کنیم کاری بکنیم که نسل های آینده ما فرصت انگشت انتقاد بر عمل کرده های ما را نداشته باشند, دقیقا چیز های که امروز ما از گدشته های ما انتقاد می کنیم مسائلی خواهد بود که در آینده از ما انتقاد خواهد شد که چرا چنین کاری را نکرده ایم و چرا این را برای نسل آینده خود انجام نداده ایم حالان که آن وظیفه فردی و جمعی ما بوده و است

لذا دوستان نهایت گرامی بیائید قبل از اینکه زمان و فرصت ها را از دست دهیم مسوولیت ما را بشکل به انجام برسانیم که منت نسل آینده را با خود به گور نبریم

بیائید قبل از دست دادن فرصت ها مسوولیت خویش را بصورت احسنش به سر رسانیم تا منت نسل آینده بر ما نماند و فرصت بلند کردن انگشت انتقاد را بر ما نداشته باشند مثل که امروز ما بر نسل های گذشته انگشت انتقاد بلند می کنیم

Our  previous-er  had gone, some of them might have done something for us to be a live and no to tolerate the hardship part of  live which they did. so these who live today let’s do our part in order not to late  next generation to point finger on us.  It can be the same things or issues  as we crises from our past generation

they will ask us why didn’t we  solve that issues and why we left for them as we know it is our collective and individual  responsibility .  so dear friends let’s do our  responsibility in a based manner in order not to take the obligations of  upcoming generation with us to our grave.

let’s not to give the time for our generation to crises on us for why we haven’t done what we were suppose to

 

Advertisements

Abdul Khaliq


Abdul Khaliq in stand line second from right

Martyred Abdul Khaliq Hazara son of Mowladad who had been borne on 1916 in a Shia Muslim Family,originally he is from Daiya  Polad ( Folad) .his grand father abandon his ancestors village because of tyranny board  of that time like Abdul Rahman and came to Dayzangi which is a part of Bamiyan province and then moved to Ghazni province due to bothering of fascism  team of Abdul Rahman regime    .Hazaras because of their good faith and honesty of all human virtues are unique among the peoples of Afghanistan , there fore in  the beginning of unprecedented force in Afghanistan’s history these people had been assigned to the Gov high rank family as laborer, servant which made them to be deprived from all social and political rights by force, in case if any family or someone were resisting against this action they would been killed by Gov armed forces.Abdul Khaliq, a family  was not far remained  from  public servant they had been assigned with Charkhi Family in Logar as Farmer.   Abdul Khaliq Hazara because the talent  was always had been attracted by Charkhi Family that is why Shah Bibi  Ghulam Jilani’s wife  was looking him as real son and she was  like a real mother and  had really loved him. living with a  political family from one side and persuading of Abdul Khaliq’s uncle Khoda dad from another side made Khaliq a real warrior for justice and no fascisms any more.

Martyred Abdul Khaliq in childhood was really great in oratory  that many great men of that time were unable to have that oratory that is why  Associations of general and specific attention had been attracted by him, he also had a special talent in the sport. He was a great gymnastic  man and a great foot player .

Martyr dome Abdul Khaliq Hazara was a brave boy, he grew and tall stature with the pain but he  never did have any time to get accustomed to the failure of that society  which was full of pains. The courage and bravery  of him cast to be  focused more by authors, cultural, writers or pen holders in a cafe where they were coming together in Shur Bazar a place in down town of old Kabul exactly the same like  Laila Haidary’s cafe and that is why he was praised by them  because of his special talent and courage.

as I mentioned above that, this superman  was linked to disadvantaged community, community which was ruled by thirsty for power, straining and gold Mafia  and exclusion was taken, this painful and pitiable state of society would suffer him always, therefore he intended   many times to  remove the lawless and cruel king of his time.Once he tried on foundation stone ceremony of Kabul fence, which unfortunately was not succeed. But these failures have no time to change, the goal was finally on 26 November1933 in ceremony gift donation for students, where the children of a specific ethnic group, Gov high rank people, that generally consists of a specific ethnic group and court flatterers were always favored, as a good opportunity to face the evil king by firing three bullets in the forehead, mouth and chest to take him down to the ground. by  his and all his family members sacrifices  he told the others that any vampire can be stopped  by giving sacrifices of his ,family,relatives and some friends live .

After  ground up  by king his son  Zahir  sitting on kingdom  chair .Zahir     with other court flatterers like Hashim his  uncle,Tura Baz khan and so many other regret carrier of  citadel, Adul Khaliq and his friends Mahmood, Is Haq, head master Ayub and his  companies who were discussing every day in cafe regarding  political situation  are first arrested and then toke their life in many cruelty ways e.g: under punishment, executing in, purring hot and boiled oil on Khaliq’s head,taking  nails out with players, stabbed . Martyr Abdul Khaliq Hazara in this action  which  was not only for deprived society of his own ethnic Hazara it was for entire country injustice, dis equalization attempt to say   to power rulers and bloody vampires, that if someone really want to stands against  tyranny can totally remove the main designer of a design,But in the interest of humanity and respect for humanity and Islam would not have to work to get the wild Afghan history   as rulers  would done. Infact  he wants to tell every body here is the rebel and wild  only one tribe that had been empower in this country  since 1880s not all residents of this land

God bless his soul and give him a Dear Wind

at the end I really Apologize from any mistake in translation because it is not my native language I am sure it is not with out mistake it will be my pleasure to notify me via email address in contact us I will appreciate you my dear lovely readers.

 

چند نکته برگزیده ازسخنان استاد کریم خلیلی


 

استاد کریم خلیلی معاون دوم ریس جمهور دولت اسلامی افغانستان در هنگام سخنرانی به مناسبت تحولات ها و نا امنی های اخیر در مسیر شاهراه های هزارستان و نقاط دیگر کشور

نکاتی چند از سنخرانی استاد محمد کریم خلیلی معاون دوم ریس جمهور دولت با بزرگان,محصیلین, خواهران و برادرن در کابل:
1- جناب استاد در بین برادران و خواهران خودش که با رای, حمایت و طرفداری آنها در چنین کرسی رسیده است احساس نا امنی می کند و نمی تواند جلسه ای که با بزرگان

 همین مردم برگزار کرده است درغرب کابل برگزار گردد.
یعنی امنیت شخص خود استاد مهم تر از امنیت این همه بزرگان,محصیل و استادان است.
2- مسله دیگر اینکه استاد ازنگرانی های اخیر در مناطق هزارستان می خواهد چهره کشوری بسازد در کجای پکتیا و پکتیکا مردم بخاطر اینکه هزاره نیستند گردن بریده شده است جناب محترم و استاد گرامی مسله طائفه ای شرقی و جنوبی را با مسله قومی مرکزی به هم نه آمیزید آنجا مسله مسله طائفه ای است و اینجا مسله مسله قومی و زبانی است.
جناب استاد می خواهد بگوید که این تنها هزاره ها نیست که گردن بریده می شوند بلکه اقوام دیگر را نیز گردن می برند
ولی در طول زمانی که طالبان پشتون قدرت مند شده اند هیچ گاهی هم من نه از زبان کسی و یا هم نه از رسانه ای شنیده ام که از قوام دیگر بخاطر اینکه صلح دوست بوده اند گردن بریده اند مگر اینکه بخاطر مسائل منطقوی و طوائفی.
3- مسله سوم روی نظام صحبت داشتند که چرا به شهادت رسیدن و قربان شدن نظامی ها آهی کشیده نمی شود ولی غافل از اینکه آنها در جنگ های رویا روی ویا حملات ناجوانمردانه ای چون کمین و انتحار از بین برده می شوند نه در محیطی که نشان از جنگ نیست و بلکه کشته شده های ما با دستان خالی شهید می شوند ولی نظامی های ما با دستان و پشتوانه پر.
4- فاصله زردآلووقره باغ (زردآلو جمعی از قره باغ است). و فاصله میدان وردک و بهسود فکر کنم هم در سخنان استاد درست فاصله سنجی نشده است.
5- مسله دیگر استاد از برگزیدن وزرا و راسا امنیتی کشور بود. آیا هیچ گاهی هم در انتخاب و معرفی آنها هم سعی کرده است که باید بنا بر تناسب نفوس اقوام معرفی شوند؟ آیا هیچ هزاره و یا اوزبیکی که از بزرگترین اقوام کشور است حق رسیدن به این کرسی ها را نداشت ؟
6- فرموده عجیبی از جناب استاد شنیده می شود ” این مسله را نباید جنبه قومی داد” آخر استاد جان آیا کسانی که این را قبل چهره قومی داده و بدون هزاره در این مسیر کسی دیگری را نمی کشند آنها هم چنین مثل شما فکر می کنند؟
آیا فکر نمی کنید که آنها این قضیه را خیلی قبل ویا بگویم قرنها قبل چهره قومی داده اند؟
7- استاد از واقعه 18 سنبله روزی سالمرگ کسی که در افشار در ظرف 24 ساعت بالاتر از ده هزار فامیل را بر گلم عزا روز سالمرگ یک قهرمان نامید واقعا استاد راست می گوید مسعود قهرمان ملی است؟
8- یک سخنت خوش آمد نفس او گروپ محکوم شد ” از جناب ریس گرفته با مارشال صاحب” یعنی از بزرگ تا خورد بلی حقیقتا در تقابل توانائی چنین است.
9- آیا این سخن معاون دوم ریاست جمهوری کشور بر آن جانی ( آمیر جنائی حوزه ششم ) طبیق شده است واقعا راست است که بچه ایران زاده نسل سید در زندان است؟
10- بلی فرموده ای تان را می پذیرم که فرمودید ” در طول تاریخ از شما ( مردم هزاره) فردی و یا افرادی نکته منفی ندیده اند و شما از نیرو های ناتو و دولت مرکزی بصورت احسن حمایت تان را نشان دادید ولی ای کاش از کسی و نیروی حمایت نمی کردیم شاید گردن ما را بریده نمی توانستند شاید محصیل ما کشته نمی شد شاید هم سربازی پولیس ما بعد از حادثه پر جنجال که توسط چند اوباش موتر و موترسایکل سوار در چوک شهید مزاری ایجاد شده بود شهید نمی شد.
11- مسله آغاز نکردن کار توسط شاروال را چرا به گردن مردم منطقه می اندازید جناب استاد؟ اینکه ارکائین دولتی کفایت کاری ندارند مردم مقصیر نیست شما در گفته های بالای تان خود اعتراف کردید که مردم هزاره از دولت و نیرو های ناتو هزاران بار بهتر از دیگران حمایت کردند ولی چرا این جا سنگ در دامن ما می ریزید؟
12- بلی در زمان حساس سیاسی زندگی می کنیم ولی نگفتید که باید در مقابل هر نوع بی حرمتی های قومی و منطقوی خویش هم حساس باشیم و بر هر یاغی و باغی اجازه جسارت و بی ادبی را در منطقه و
کشور ندهیم.

 

شهید عبدالخالق هزاره


شهید عبدالخالق در جریان تحقیقاتی که توسط قلاده های دربار صورت گرفته بود علت قیامش را چنین فرموده بودند:
من این قربانی را بخاطر کسانی می دهم که شما آنها را به ناحق شهید کرده اید

شهیدعبدالخالق هزاره فرزند مولا داد که در سالهای 1295 مطابق است به 1916 میلادی در یک فامیل مسلمان و شیعه  تولد شده اصلا از توابع منطقه دایه وفولا (پولاد)  بوده و پدر کلانش بخاطر جبر حکام زمان چون عبدالرحمن مجبور شده دیارش را ترک گفته به مناطق چون دایزنگی بامیان و مناطق غزنی نیز سکونت داشته است. هزاره ها بخاطر حسن نیت و صداقت و تمامی  خصائیل انسانی شان بین اقوام افغانستان کم نظیر اند. از این رو بود که از آغاز جبر های بی سابقه تاریخی در افغانستان این قوم را بشکل خدمتگاران فامیل های ارکائین بلند پایه دولتی می گماشتند و از تمامی حقوق اجتماعی و سیاسی بزور محروم نگهداری می شدند ودر صورت مقاومت توسط نیرو های مسلح حکومت مرکزی کشته می شدند و فامیل عبدالخالق هم از این خدمتگاران دولتی بدور نمانده بودند و به لوگر برای خانواده چرخی منحیث کارگر و دهقان کار می کنند, عبدالخالق هزاره  بخاطر استعدادی که داشت همیشه مودر توجه خانواده چرخی قرار میگرفت از همین رو بود که خانم غلام جیلانی “شاه بی بی ” به عبدالخالق از نگاه یک مادر واقعی می دید و خیلی هم دوستش داشت,نشست و برخاست های عبدالخالق با یک خانواده سیاسی از یک سو وتشویق های کاکایش خداداد از طرف دیگر .عبدالخالق هزاره را در برابر تشنگان قدرت و فاشیستان قومگرا به یک مبارز واقعی مبدل ساخته بود.

 شهید عبدالخالق در ایام کودکی فصاحت و بلاغت خاصی در سخن داشت که در آن زمان خیلی از بزرگ مردان شاید از آن عاجز بودند این  فصاحت و بلاغت اش باعث شده بود که مورد توجه عام و خاص درمجامع قرار گیرد, شهید عبدالخالق از استعداد های خاصی در زمینه ورزش هم برخورداربوده. قراراطلاع و نوشته های مورخین این جوان مستعید بهترین جمناستیک باز و بهترین فوتبالیست هم بوده است. شهید عبدالخالق هزاره فرزند برومندی بود که از جامعه دردمندی قامت بلند کرده بود  با همان درد رشد یافت ولی هیچ گاهی نتوانست با این نا رسائی های جامعه خو بگیرید از این رو بود که این شهیدتاریخ همیشه در کافه که در شور بازار کابل دقیقا مانند  کافه لیلی حیدری مرکز قلم بدست ها, فرهنگی ها و نویسنده های کابل و نقاط دیگر کشور بود بیشتر توانست توجه آنها را جلب کند واز این رو بخاطر استعداد و خلاقیت های که داشت مورد ستایش آنها قرار می گرفت.

گفتم این ابر مرد وابسته به یک جامعه دردمند و محرومی بود جامعه که توسط تشنگان قدرت ,مافیاهای زور و زر به محرومیت گرفته شده بود این حالت رنج آور و رقد بار جامعه همیشه این جوان بادرایت را رنج میداد از همین رو بود که چندین بار قصد می کند که حاکم یاغی و سنگ دل زمانش را سر به نیست نماید. یکبار در مراسم سنگ تهداب گزاری بالای حصار کابل عزم می بندد که متاسفانه موفق نمی شود ولی این ناکامی ها هیچ گاهی باعث تغییر مسیر به هدفش نشد بالاخره به تاریخ16 عقرب سال 1312 هجری شمسی در مراسم اهدای تحایف  برای دانش آموزان معارف که در آن  هم فرزندان یک قوم خاص و بخصوص ارکائین بلند پایده دولتی که عموما متشکل از یک قوم خاص و همیشه کاسه لیسان دربار بودند مورد توجه حکام قرار می گرفتند فرصت را مناسب دیده چهره پلید شاه را با شلیک کردن سه گلوله در پیشانی,دهن و سینه نقش بر زمین کرد. و جامعه را با جان نثاری خود و تمامی دوستان و اقاربش  ذهنیت تازه بخشید. با خون خود و فامیلش به تمامی گفت که در مقابل هر غدار و خون آشام می شود با گذشتن از خون خود و چند تن از اقارب و دوستان جامعه را متغییر ساخت.

بعد از نقش برزمین شدن شاه فرزندش  ظاهر در سن 19 سالگی بر تخت تکیه می زند , ظاهر توسط ارگ نشینان و کاسه لیسان ارگ چون هاشم,طره باز خان و چند تن دیگر حسرت بخشان ارگ عبدالخالق و دوستانش چون محمود و اسحاق و سرمعلیم ایوب و یارانش که همیشه در کافه روی مسائل بحث و گفتگو می کردند  توسط دولتی ها دست گیر و بعد از شکنجه مشقت بار یک تعداد را تحت شکنجه و یک تعداد راهم به دار آویخته جان شان را گرفتند.شهید عبدالخالق هزاره با اینکارش که نه تنها برای جامعه محروم قوم خودش یعنی هزاره انجام داده بود بلکه برای نا برابری در تمامی کشور خواست برای مافیایی زورو زر و قلاده های تشنه قدرت بگوید که اگر کسی بخواهد جلو استبداد را بگیرد می تواند طراح اصلی هر طرح را هم سر به نیست بکند, ولی روی مصلحت ها و احترام به بشریت و انسانیت و اسلامیت نمی خواهند دست بکار بزنند که وحشی های تاریخ افغانستان زده اند. یعنی در حقیقت میخواهند برای همه بگویند که یاغی و وحشی تنها قومی است که در مدت دوصد چند سال در این کشور حکمروایی کرده اند  نه همه اقوام این سرزمین.

روحش شاد و یادش گرامی باد !!!

قطعنامه گردهمای اعتراض آمیز مردم ولایت دایکندی


تجمع مردم ولایت دایکندی جهت اتخاذ تصمیم و پلانگزاری برای یک راهپیمائی مسالمت آمیز بخاطر نا امن شدن هزارستان

بسمه تعالی
قطعنامه گردهمای اعتراض آمیز مردم ولایت دایکندی
در رابطه با گسترش نا امنی راهای ارتباطی هزارستان

امنیت نیاز فطری انسان، حق تردید ناپذیر بشر و از حقوق مسلم شهروندی در هر کشو، در تمام دورانهای دور و نزدیک بوده و هست. تامین و تحکیم امنیت، بستر ساز توسعه، عامل رشد فرهنگ و اقتطاد،، باعث حاکمیت قانون، تامین عدالت و آزادی در هر جامعه ای است.
ترور، کشتارهای زنجیره ای، حملات اننتحاری، سرقتهای مسلحانه، آدم ربای، به آتش کشاندن مکاتب،مورد هدف قرار دادن کودکان، زنان و عابران، ناامن کردن راهها، حملات کور به جان مسافران، ایجاد رعب و وحشت، باجخواهی، زوگیری، قانون شکنی، گسترش فساد اداری نمونه های بارز نا امنی در یک کشور است.
امروزه باقوت گرفتن تروریستهای بی رحم، نا امنی به شیوه های گوناگون روبه افزایش است. و مردم ما به رغم حضورهزاران سرباز خارجی قوت های بین المللی، صرف میلیونها دالر از کمک های بین المللی، همچنان از ناامنی و گسترش رعب و هراس افگنی به شدت رنج می برند. حملات انتحاری، نا امنی های اخیر در گوشه و کنار کشور، نا امن شدن راهای مناطق مرکزی، به خطر افتادن جان مسافران جزء دغدغه های جدی مردم ما قرار گرفته است.
امروزه راهای اصلی ولایت دایکندی و بامیان و قسمتی از ولایت غور که منتهی به ولایت هلمند، ارزگان، غزنی و میدان – وردک می شود، به شدت نا امن شده و دهها نفر طی دوماه آخر به فجیع ترین وضع توسط تروریستهای مسلح، به شهادت رسیده اند و تنها در چند روز گذشته چندین نفر از شهروندان مسافر در مسیر دره غوربند و میدان شهر و جلریزشهید شدند.
امروزه مردم ولایت دایکندی شاهد انتقال اجساد شهدا به وسیله نمایندگان شان در مجلس به این ولایت است که در حادسه سیاه 18 سنبله در غرب کابل و دره میدان به شهادت رسیده اند. مردم ولایت دایکندی با برگزاری گردهمایی اعتراض آمیز ضمن محکوم کردن انتشار فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر گرامی اسلام در آمریکا، ابراز همدردی خویش را باخانواده شهدای حوادث اخیر در غرب کابل و میدان شهر و اعتراضات شدید خویش را نسبت به بی توجهی اداره حکومت مرکزی و محلی در باره تامین امنیت راههای ارتباطی مناطق مرکزی اعلام می دارند، و خواسته های اصلی و اساسی شان را با صدور مواد ذیل مطرح می کند :
1. ما خواهان شناسایی عاملین حادثه 18 سنبله غرب کابل و به مجازات رساندن آنها از سوی حکومت می باشیم.
2. ماخواهان پرداخت غرامت به خانواده شهدای حادثه 18 سنبله و تفقد و دلجویی از خانواده شهدای حادثه اخیر در دره میدان ودره غوربند می باشیم.
3. ما اعتراضات شدید خویش رانسبت به نا امنی راهای ارتباطی و لایت دایکندی بامیان اعلام داشته و خواهان برقراری امنیت کامل راهای ارتباطی هزاره جات به مرکز از سو ی حکومت می باشیم.
4. ماخواهان بر خورد قاطع و قانونی و قلع و قمع تروریسم در افغانستان می باشیم.
5. ما هرگونه مسامحه و مداهنه کاری با تروریستهای دهشت افگن را گناه و باعث عقب ماندگی و نابسامانی کشور می داینم.
6. ما هرگونه هراس افگنی و عملیات تروریستی را به شدت محکوم نموده و مراتب همدردی خویش را با خانواده شهدای حادثه اخیر در غرب کابل و میدان شهر و دره غوربند اعلام می داریم.
7. ما هرگونه توهین به مقدسات اسلامی را محکوم نموده و انتشار فیلم توهین آمیز به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام را در آمریکا به شدت محوم می کنیم.
8. ما هرگونه هراس افگنی وعملیات ترورستی را به شدت محکوم نموده و مراتب همدردی خویش را با خانواده شهدای حادثه اخیر در غرب کابل و میدان شهر و دره غوربند اعلام می داریم.
ستاد مردمی و نهادهای جامعه مدنی
شهرنیلی جمعه 24 سنبله 1391

رونوشت به:

• دفتر ریاست جمهوری جمهوری اسلامی افغانستان
• دفتر والی ولایت دایکندی
• دفاتر معاونین رییس جمهور
• مجلس ملی و مجلس سنای افغانستان
• دفتر ملل متحد دفتر ولایتی دایکندی
• دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت دایکندی
• سفارت ایالات متحده در کابل
• سفارت خانه های کشورهای عضوی ناتو
• رسانه های ملی و بین المللی

Hazara


Hazara girl

A short information about Hazara people I am not saying perfect information but better than nothing

Hazara
This is the name of an ethnic what make second biggest ethnic in Afghanistan, they used to be the biggest ethnic in this country before massacre of Abdul Rahman a Kohatti (Pakistani ) Pashton on 1880s. they are Shia Muslims (12 Imam) and aslo have Ismaelia ( they follower of Karim Aqa Khan )
they leave in suburbs and cities.
they have been kept deprived from any rights in this country because of fascism rullers till 1980s exactly the time when Russian was invaded and ruling in this country. although there were some elders who really attepmt to get Hazara people out ot this condition as follows :
1- Mohammad Ibrahim Gaw Sowar ( Peasant movement party against the absolute monarchy).
2- Barat Ali Taj ( one of the figure of democratic and constitutional)
3- Ghulam Nabi Chapa Shakh
4- Martyred Abdul Khaliq ( 19 years old student to killed Nadir Khan the cruel king of Pashton in Afghansitan on 1312/1933 which cast that his whole family members, friends, teacher and some of his relatives to be killed by toady castle dwellers.
5- senat Mohammad Nargis
6- Ghulam Nabi Chapa Shakh ( A brave regiment commander)
7- Martyred Abdul Ali Mazari ( the one who grew up from a pain full society and sacrified himself for his people as the others mentioned before but totally different from them. He stand well and act the best much more thought out from others, he gave us back our lost identity. Today what a Hazara has is because of Mazari and his courageous companies like:
1_ Commander Engineer Mohammad Shafi ( who was fame in Shafi Dewana)
2- Abuzar ( A brave commander).
3- Haji Din Mohammad Turkmany ( as you can figure it out from his last name he was from Parwan Province Turkman valley).
4- Maqsoodi
5- Hashemi
6 -Naseer ( who also was known as Naseer Dewana among people).
7- Haji Mohammad Mohaqiq ( who is currently is Senate justice committee chairman and Whadat Islamic political party chairman)
8- Mohammad Karim Khalily ( current voice president of Afghanistan and Chair man of Wahdat

Islamic and national political party).

and thousands other brave men.

Additional information:

Shia
Shia is one of Islamic religion which has about 45% in Afghanistan which over 35% is Shia follower of 12 Imam which starts from Hazarat Ali (A.S) and Ends in Hazarat Mahdi ( A.F ) this is called Jaferia
10 or 12 % is Shia Ismaelia which is the same till 6th Imam then to follow Ismail son of 5th Imam and called this followers Ismaelia

At the end I would be more than happy to be corrected by my dear friends and reader of this piece of information and if there is any Quantitative and shortcomings which human is not free of that but ALLAH.I really do apologize for that and will be my pleasure to have my friends add that part
sources :
http://www.wahdatnews.com/farsi/?p=658
http://urozgan.org/fa-AF/article/835/
https://groups.google.com/forum/?hl=en&fromgroups#!msg/azaranica/pfbXrwB8Xpw/pwhFONGweQMJ
http://ghurjistan.com/archives/14060

Besudi Hazara chieftains, taken by John Burke ...

Besudi Hazara chieftains, taken by John Burke in 1879–80, possibly at Kabul, Afghanistan. (Photo credit: Wikipedia)