هتفاد و نهمین سالکرد شهادت بزرگ مرد تاریخ شهید عبدالخالق


شهید عبدالخالق یگانه منادی عدالت برای بشریت

شهید عبدالخالق هزاره فرزند مولاداد از توابع دای پولاد

شهید عبدالخالق هزاره فرزند مولاداد که اصلا از دیار دای پولاد ( دای فولاد( توابع ارزگان بود درزمان امارت عبدالرحمان جابر بخاطر جبر بی شمار و بی سابقه امیر و عساکر و فرمانروان لشکر یزیدی امیر از دیار اجدادی شان فراری شده در بامیان پناه می برند و از آنجا به غزنه و بعدا به لوگر فرستاده می شوند تابا خاندان چرخی کار بکنند.

عبدالخالق فرزندی که در یک فامیل دهقان پیشه در ولایت لوگر چشم به جهان می گشاید و بعد نسبت علاقه و اسعتدادی که داشت توسط خاندان چرخی شامل مکتب می شود و بالاخره در سال 1312 هجری شمسی نادر شاه بعد از اتمام برنامه ورزشی به شاگران مکتب تحایف  را باید اهدا می کرد که شهید عبدالخالق آن ابر مرد تاریخ افغانستان فرصت را مناسب یافته با شلیک کردن سه مرمی در پیشانی,دهن و سینه شاه جسد ملوثش را نقش بر زمین می کند و بعد اطراف و کاسه لیسان دربار جهت خوش ساختن و راضی نگهداشتن خانواده شاه این جواب ادراک و شجاع را به شنع ترین وضع و شکنجه به شهادت می رسانند 

دولت پوشالی ظاهر فرزند نادر شاه که در حقیقت تمامی دار و ندار دولت دست هاشم کاکای ظاهر بود از هیچ نوع شکنجه دولتی و قبیلوی در برابر فامیل,دوستان, استادان,هم صنفی ها, هم گروه های از هیچ نوع شکنجه دریغ نکرد حتی مردم رعیت وحشی قبیلوی زازی و منگل را هم اجازه داد که با چاقو و پیش قبض بدن مجروح خالق را پاره پاره نمایند.

ما بدین مناسبت از شانزدهم عقرب را جهت شاد نگهداشتن روح آن شهید بزرگ و منادی عدالت  برای بشریت تجلیل به عمل می آوریم از همه دوستان استدعا می کنیم جهت روح آن شهید بزرگ دعا خیر کرده ما را همراهی نمایند.

Advertisements

سیری بیرون مرزی


افغانستان کشوری که از آغاز تاریخی و سیق الجیشی به نام افغانستان مورد تاخ و تاز های بیگانگان و تخریب کاران داخلی قرار گرفته است. این ویرانی های دست آورد های مثبت و منفی خود را بجا گذاشته است از جمله آثار مثبت این زدو بند ها همین چشم باز کردن باشند گان این سرزمین است که بصورت تقریبا جهان دیده شده اند و امروز با یک اندیشه نسبتا جدید وارد عرصه کاری می شوند. اثری دیگری این چندین دهه جنگ و خون ریزی خسته شدن مردم از جنگ است و فرار از جنگ را می شود یکی از آثار خیلی پر ارزش این جنگ های چندین دهه ای خواند.

ولی چیزی که جنگ های چندین دههی کشور به ارمغان آورده است این همه آثار مثبت را بی معنی می سازد خود فراموشی تعدادی از بیجا شدگان این خاک است. همین که در یک کشور پناهنده شده اند آنقدر در فرهنگ و عنعنات آن کشور فرو رفته اند که فکر می کنیم شاید باشنده های اصلی آن کشور پناهنده اند و این پناهنده های افغانستان وارثین اصلی آن سرزمین اند.

برای آنعده واقعا متاسفم.

و برای آن کشور واقعا خوش بختی های مزید و توسعه فرهنگی بیشتر از آن برایشان خواهانم 

تا احمق در جهان باشد ………..

By باچه آزره آزره Posted in History