از هیتلر تا یون


اسماعیل یون سخن از دو رنگی خون گفت تا یکسره به اختلاف قوم که در لباس افتاده است دامن زند و این اختلاف را چنان تعمیم داد که گویا به ترک برداشتن دیواره همدلی و همگرایی اقوام ساکن این جغرافیا ایمان دارد .
این شارلاتان باز که از باند جنایت پیشه حفیظالله امین جبهه خلق وفعلا مشاور رئیس جمهور کرزی نویسنده کتاب سخیف سقاوی دوم طراح سیاست زمین سوخته طالبان در شمال کابل و از طراحان سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن تیم حاکم و از حامیان تداوم معضل بهسود جنگ ونبرد ده نشینان و کوچیان و پالیسی سازی نفاق و دوئیت در درون اقوام کشور وجاده صاف کن اندیشه ناسیو نالیستی در کشور و چند صباحی حضور نه چندان ملموسی در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل به عنوان استاد را در کار نامه دارد .
اخیرا هراز گاهی از طریق امواج مسموم رسانه به نام ژوندون در برنامه تحت عنوان تصویر خبری کوی ترهات را اظهار می… کند که بیشتر خبث طینت خویش را روی انتن ها به نمایش میگذارد تا تحلیل مسائیل سیاسی کشور .
آقای یون در برنامه که رندانه درست پس از یک روز تجلیل از سالگرد شهید مزاری طرح ریزی کرد ه بود تا انگ قومی بودنش را بیشتر به رخ مردم بکشد سخنان از شهید مسعود را با تحریف صد در صد نقل قول کرد که گویا مسعود براین باور بود که هزاره ها عامل بد بختی مردم کشور است تا اتش نفاق و دو ئیت را در میان هزاره و تاجکها مشتعل سازد و فعالیتهای جبهه ملی را به چالش مواجه سازد .
این مرد در کتاب سقاوی دوم چند ماده را برای اعتلای پشتونیزم می نگارد که از جمله کوچاندن اجباری مردم شمالی و پنجشیر به دشت های جنوب کشور به زعم اینکه بار دیگر کلکانی دیگری عامل سقوط دولت پشتونها نگردد .
وی همچنان قتل عام های با میان و یکاولنگ را می ستاید تا روحیه شورشگری علیه پشتونیزم را در هزاره ها بکشد . و جالبتر ازهمه در این کتاب تزلزل افکار و گفتار این مرد در قبال داکتر نجیب که وابسته به جناح پرچم بود و بیشتر مهره های ان را تاجکها وهزاره ها تشکیل می داد وقتل نجیب الله را تو سط ای اس ای پاکستان تقدیر می کند و اما در این برنامه اش به سخنان نجیب الله علیه مجاهدین استناد میورزد تا گلبدین را از برکه ای تباهی مردم خشک بیرون کشد و رهبران تاجک و هزاره و ازبک را عامل بد بختی مردم قلمداد نماید .
به باور یون کسانی که با افکار برتری جویانه پشتونیستی همسویی ندارند خائن است و نوکر چنانچه داکتر نحیب را به این القاب یاد می کند ودر خدمت تاجکها میداند .
این تفکر مریض در صدد ان است تا بلوای خفته را بیدار کند و اکت و ادای هیتلری درآرد واز این رهگذر نقطه ختم به اندیشه هایش بگذارد .
واین تلویزیون ژوندن تریبونی است برای خدشه دار ساختن اعتماد ملی و عامل ایجاد نفق در میان توده های با هم برادر این کشور و مروج تبعیض و تفکیک قومی میان مردم کشور چیزی که تجربه به ما اموخته است که شاه کلید دروازه شهر بد بختی ما ست .
به باور نگارنده این سطور تداوم همچو برنامه ها وبقای همچو رسانه ها پتانسیل قوی از کثرت گرایی و قلت گرایی های قومی را در سینه نهان دارد و ریفلکس زشت از جبهه گیری قومی را به ارمغان خواهد داشت .
اختلاف قوم بیدل در لباس افتاده است / ور نه خون یک رنگ است در پیکر طاووس و زاغ
رضا مهسا به کسر میم کابل .
Advertisements
By باچه آزره آزره Posted in History