خواست ما هزاره ها


چرا هزاره های افغانستان از دیر زمانی قربانی ستم و طرح های استبدادی طراحان زمان خویش بوده و هستند؟

از نگاه شخص خودم این را در چند مرحله مورد ارزیابی قرار میدهم

اول: هزاره ها چی می خواهند؟

یکی از ویژگی های نظام های دیموکراتیک معیار مساوی حقوق شهرواندان یک کشور است که در قانون اساسی افغانستان نیز این اصل درج شده است اینکه دیگر باشندگان افغانستان چی قدر توانسته اند از حقوق شان مستفدی گردند به آن کاری نداریم چون هر گروهی سر گروهی دار ولی من اینجا منحیث یک فرد عادی این جامعه و منحیث یک هزاره می خواهم بدانم که چرا خواسته های مردم هزاره بر آورده نمی شودهزاره های چیزی نمی خواهد که دولت و دولت مردان نتوانند آن را برای شان مهیا یا مساعد بسازند.

هزاره ها خواست شان همین است که به هر اندازه ای که شهروندان دیگر در عرصه های سیاسی,اجتماعی,اقتصادی سهم داده می شوند برای آنها نیز سهم داده شود.

از آنجای که هنوز احصائیه درست و دقیق کشور معلوم نیست هیچ اکثریت و اقلیت درافغانستان وجود ندارد  و گیرم اگر وجود هم داشته باشد برای دیموکراتیزه شدن جامعه باید آماده باشیم و باید هم یک جامعه دیموکرات را بسازیم و برای رسیدن به این هدف اصل شائسته سالاری را باید رسم بسازیم.

همان طوری که دین اسلام برای فراگیری تعلیم و تربیه تاکید می کند ما هزاره ها هم مسلمانیم و این اصل یکی از پر اهمیت ترین اصل زندگی ماست زیرا جز از دین ماست لذا نباید سد راه کسب تعلیم جوانان  نه تنها جوانان ما بلکه هیچ جوانی را نباید مانع فراگیری علم و دانش شد.

هزاره ها برابری و برادر را راه بیرون رفت از بحران های کنونی و چندین قرنه این کشور میدانند و این اصل برگرفته از اصول و اساسات دین مقدس اسلام است  پس اگر مسلمان هستیم و به دین مبین اسلام ایمان و باور کامل داریم پس چرا این خواست مردم هزاره بر آورده نمی شود.

حفاظت و مراقبت از فرد فرد باشنده افغانستان وظیفه نیرو های امنیتی وابسته به دولت مرکزی است و این اصل درج قانون اساسی کشور نیز می باشد پس چرا دولت در این قسمت سهل انگاری می کند و از چندین سال بدینسو است که کوچی ها بر بهسود,غزنی,دایکندی, اروزگان بر هزاره ها هجوم می بردند و خانه های هزاره ها را تخریب می کنند و به آتش می کشند و مساجد که عبادتگاه های مسلمان هاست می سوزانند قرآنکریم که کتاب هدایت مسلمان هاست به آتش می کشند ولی دولت دست به چانه نشسته تماشا می کند و دنبال هیچ راه حل نیستند.

چرا سد های متفاوت سد راه دانش آموزان هزاره ایجاد می کنند؟ اگر کسی علاقه ای برای کسب دانش ندارد ویا استعداد آموختن علم را ندارد هزاره ها مقصیر آن نیست و هیچ نوع مسوولیت بر دوش هزاره  در این قبال نیست و ما نمی توانیم کسی را وادار به انجام آن کاری بکنیم که خود نمیخواهد.

مثال می گویم: اگر کسی ذهنش در مضامین ساینسی درست کار می کند و در اجتماعی علاقه ندارد مگر می شود آنرا مجبور کرد که خودت باید هر طوری که شده تاریخ را با زمان و مکان دقیق آن حفظ بکنی ویا برعکس

ویا اگر کسی می خواهد داکتر شود آیا می توانیم بگوئیم که خوت باید انجنیر شوی ویا خودت باید ژورنالیست شوی ویا برعکس؟

اگر کسی جوی خیز زده نمی تواند آیا درست است که بگوئیم باید دریا را عبور کرده از آن طرف دریا برایم فلان چیزی را بیاور؟

دوم: اگر خواست ما هزاره ها بر آورده نشود چی می کنیم؟

ما هزاره در خشنوت همیشه از دیگران عقب مانده ایم و این عقب افتادگی ما همیشه باعث ناکامی و پس ماندگی ما شده است ولی با آنهم اصول زندگی ما با دوست و برادری و برابری عیار است و هدف ما رفاع و نجات از تاریکی هاست نه کشانیدن به تاریکی و بربادی وطن

گیرم اگر خواست ما ( هزارها) بر آورده نگردد آنقدر اعتراض مدنی بکنیم که گوش تمام دنیا کر شود و آنقدر اعتصاب بکنیم که جهان افغانستان را به نام کشور مرده ها بشناسد.

گیرم اگر خواست های ما بر آورده نگردد آنقدر شعار ضد بی عدالتی سر دهیم که گوش های زده شما آرامش اش را از دست دهد وخواب های شیرین شب های راحت تان از چشم های نا بینای تان پا به فرار نهد.

اگر برای ما هزاره ها حقوق مساوی قایل نشوید بدانید که با حرکات مدنی خویش شما ها را نیز از حقوق تان محروم خواهی ساخت و روز های روشن را در زندگی تان هیچ گاهی شاهد نخواهی بود البته حرکت های ما همیشه مدنی خواهد بود هیچ گاهی هم دست به اسلحه نخواهی برد و هیچ گاهی هم مانند دیگران به قتل و خون ریزی حاضر نخواهد شود.

اگر شما سعی بر این باشید که جلو جوانان دانشجو ما را بگیرید بدانید که آنها تنها نیستند و ما چندین میلیون هزاره مانند کوه پا برجا همیشه حامی آنها بودیم و هستیم و برای کسب خواست ها و حق شان تا آخرین رمق حیات هم اعتراض و اعتصاب می کنیم.

اگر جلو حملات طالبان و کوچی ها بر هزاره ها گرفته نشود ما هم صدای ما را آنقدر بلند سازیم تا هر پشتون در هر کجای دنیا که است مورد تنفر جهانیان واقع گردد.

سوم: راه حل در چیست؟

چند راه حل دارم یکی برای کسانی که نمی خواهند راه حل را دنبال بکنند د برای هزاره ها

1- برای آنعده از کسانی که دنبال راه حل نیستند ویا اگر هستند راه حل را دنبال نمی کنند باید بدانند که مسلمانیت نه به توحش و غارت گریست بلکه بر انسانیت و انسان شناسی است که متاسفانه نزد شما یا نیست ویا اگر هم است خیلی اندک است که در مقابل نا انسانی هایتان اصل قابل دید نیست.

راه حل همین است که بدون چون و چرا باید دنبال راه حل مشکلات های کنونی بود و از خرشیطان پائین بیائید و گردن از زیر یوغ اجنبی بیرون آورده لحظه ای هم  که شده در مورد وطن و وطندار خودت صادقانه بی اندیش آیا راه حل همین است که تو در محل حفظ نشسته چند برادرت را به جان هزاره ها ویا اقوام دیگر بفرستید و با کشتن آنها خودت قدرت را حفظ بداری؟ آیا آنها و هزاره ها انسان نیستند که حاضری بخاطر چند روز راحتی خودت آنها را قربان بکنی؟ بهتر است بدون قربانی شائسته سالاری را یک اصل قبول بکنی میدانم مشکل است برایت ولی ناممکن نیست.

2- های هزاره های افغانستان و جهان شعارم از همان روزی که در این فضای مجازی دست یافته ام همین بوده  و است که ” هزاره های جهان متحد شوید” و حالا هم می گوید که اتحاد ما نشان بیداری و فهم بالای ماست و مطمئین هستم که هم بیدار شده اید و هم فهمیده اید که چاره مشکل در کجاست بهتر است از این حرف های کلیشه ای دوری بگیریم و وارد عمل شویم.

تنها حلال مشکلات ما رهبران و بزرگان قوم نیستند هر کسی می تواند به توان خودش راه حلی را برای قوم و بزرگ قوم پیشنها نماید و از بزرگان و رهبران نیز خواهشم همین است که با دقت تمام به فرمایشات شما گوش فرا دهد و از میان همه نظریات بهترین نظر ها را انتخاب نماید.

راه دیگر طرح های سیاسی است که باید توسط سیاسیون و رهبران احزاب سیاسی ما طراحی شود و رهبران باید در کنار شان اشخاص و افراد را قبول بکنند که برای شان طرح بریزند و اگر در توان خود شان است طرح ریخته عملی نمایند حتی به هر قیمتی که شده است.

در اخیر فقط یک چمله را از ارنستو چکوارا می نویسم

هر چی از دست می رود بگذار برود چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم حتی زندگی را!

Advertisements