خاطرات ایام عید در کابل


 

پنجشنبه بود اول صبح زمانی که برای بار نخست یکی از رسانه های تصویری را روشن کردم تا بدانم آنروز عید است یاخیر در قسمت زیر نوشته ها خواندم که شیخی به نام آیت الله واعظ زاده بهسودی برای ملیت شریف افغانستان عید را بعد از دیدن مهتابی در مناطقه بهسود،یکاولنگ و ولایت بلخ تبریکی گفته بود

اندکی نگذشته که گند عید نقاط شهر را در برگرفت سرو صدا ها بلند شد که این چگونه مرجع تقلید است که حتی هماهنگی میان خود این شیوخ وجود ندارد همین جا بود که باز هم به یاد دست نوشته های خودم در فسبوک افتادم که واقعا این شیوخ تا چی حد بر دوش این مردم سوار است و تا چی حد پا ها را در گلو و گرده های این مردم گذاشته است که حتی نمی توانند بدون اجازه آنها آب و نان نوش بکنند.روز بعد در یکی از مساجد اعلام نماز عید کرد از ننگ زمانه رفتم پیش روی مسجد در حقیقت می خواستم بدانم که ملای آن مسجد با چی طرز فکری مردم را به دین داری و پرهیز از زشت ها دعوت می کند.

شیخ منافق رفت بالا منبر با ختم خطبه اول و آغاز خطبه دوم شروع کردم به فحاشی ها و دشنام دادن های هنرمندان جوان که برای شادی روح و روان مردم کنسرت را در یکی از نقاط شهر برگزار کرده بودند، این شیخ منافق و فحاش همین که خطبه دوم اش را آغاز کردم با چنین لحنی به هنرمندان موسیقی حمله ور شد “چند پدر لعنت در (فلان)نقطه شهر نمایش هنری را برگزار کرده اند در حالیکه عید روز عبادت و نیایش است

در همانجا درنگ کردم قصد کردم بروم داخل مسجد و بگویم عالی جناب اگر دین داری بمعنی فحاشی و دشنام دادن کسی است از همه می خواهم بی دین باشند اگر دعوت دینی به این گونه است همین حالا می خواهم مسجد را ویران کنم و میخانه بسازم ولی چند تن از دوستانم مانع شد بالاخره شب سوم عید رسید و ملای را که پدرم در خانه دعوت کرده بود مسله را در میان گذاشتم و بالاخره جرو بحث های ما ادامه پیدا کرد تا آنکه عمل شیخ فحاش توسط این شیخ هم تقبیح شد و وعده کرد که برایش گوش زد خواهد کرد.

من در این بسنده ندیده سعی کردم خودم را به شیخ فحاش به نام کریمی برسانم که جناب با کدام منطق و دلیل شما جوانی را به پدر  لعنتی و گمراهی مورد حمله قرار میدهید حالانکه همانقدر که پیشه شیخی برای تو مقدس است برای یک هنرمند هم هنرش ارزش دارد مگر می شود که داکتری به انجنیری فحش بدهد که این پدر لعنت ها انجنیری خوانده اند و آمده اند بلند منزل ها را اعمار می کنند؟

مگر می شود مسلمانی به کمیونیست ویا صهونیستی بگوید که تو پدر لعنت چرا اسلام را قبول نکردی؟

پس این که داد میزنید که انسانها آزاد خلق شده است و در عمل کرد هایشان هم آزاد است چی معنی دارد؟ این آزادی تا حدی است که ضررش به کسی نرسد و اگر ضرری متوجه کسی می شود باید مقامات ذیصلاح قضاوت بکنند نه هر کس و ناکس شیخ دلیلش همین بود که ایام عید برای نیایش است نه موسیقی نوازی

من هم دیدم که عالی جناب فقط یک حرف دارد گفتم آیا خطبه ها باید با سخنان آموزنده ارایه گردد یا با فحش و دشنام؟ که جناب باز هم لاجواب بود تا اینکه ناچار شد اعتراف بکنند که اشتباه کرده است.

همان جا هم ذکر کردم و حالا هم می گویم این شیوخ  و منافقین دینی باید بدانند که امرزو فرار از دین اگر بین اقشار مختلف رسم شده است صرف و صرف بخاطر عمل کرد های ابله هاینه این گونه شیوخ است.

عید در افغانستان نه روز نیایش ،نه روز دید و باز دید از فقرا و عیادت از بیمار هاست بلکه ایام خوبی برای به نمایش گذاشتن ثروت هاست میان قشر های سرمایه دار و زهر خوران کشور ما، یکی مهمان ها را در منزل دعوت می کند و دیگری در مهمان خانه و کسی هم در دفتر کاری اش، می گویم خدای نیست گرنه چرا این قدر نا مساوات در این جامعه.

در اخیر می خواهم پیامم را برای آن عده از استحمار شده های کشورم برسانم که دیگر دیر خواهد بود که یوغ این تیکه داران را بر دوش بکشید بیدار شوید این ها از شما فقط برای زنده ماندن خود شان استفاده میبرند نه دوزخی است و نه بهشتی وجود دارد.

 

Advertisements
By باچه آزره آزره Posted in News, Topics