Image

Afg different Rules


Lahibullah Adina Ghaznawi:

She is the bridge who been killed by Taliban in Thor Province in her wedding day.

She is the bridge who been killed by Taliban in Thor Province in her wedding day.


This is Afghanistan everything must be different from other parts of this world.
here someone don’t care why you suffer and why you cant live the way all human being do, here someone want you to live the way they want.
in another countries high authorities encourage people to get educated here they burn schools and spread acid on girls faces,in another countries they build new buildings, roads etc in order to have a modernize country, but here burning, or destroying in order to make happy their bosses. in other parts of the world people dancing playing music sharing their happy ness with each other here they create incidents, give sadness and killing brides and grooms that is why its called Afghanistan (shouting and streaming) land. in other countries people being persuaded to vote for the right person to become president, or parliament member so the work for them and improve their country, but in Afghanistan the cut off the colored fingers which are sign of vote.
in other countries politician trying to build their relationship based on truth and honesty, here politicians trying to build their relationships based of deceiving,lying fraudulent, ethnicity,language and number of voter’s vote.
here we support and share our condolences with other nation but there is no nation to share their supporters and condolences with our nation. this is Afghanistan everything must be different.

Image

Why Hussain Alone?


Son of a poor farmer family from Daikundi province of Afghanistan.

Son of a poor farmer family from Daikundi province of Afghanistan.


Did you noticed him? I am sure you don’t
Because he is not Mr president’s son neither Parliament S’s member S’s son nor provincial council member’s family or any high rank Governmental persons family.
I know you don’t know this guy that is why he is alone at one of the non equipped hospital in Kabul which is known by the name of Ali A bad Hospital.
He is Hussain son of a poor family from one the deprived province of Afghanistan called Daikondi.
He is the one who stabbed with a 3.5cm knife couple days a go by a student of Kabul University from Tajik ethnicity.
He is son of a poor farmer who could not call him when informed that his son is stabbed that day.
He is son of the man who is not able to come to Kabul from his province to see his son’s condition.
Yes he is Hussain one of the most polite boy of his faculty who always suffered from economical circumstances, but always laughed to show for his colleagues that he is in a good condition.
He is Hussain who is really worried about his health because of lack attention of political leader S’s, ethnical elders and government authorities.
He is the one who was stabbed which injured his stomach, lung and intestine and beaten with a ladle on head which making him concern able for future mentality problem it is all because of careless of elders, high rank of health ministry, high education ministry and the rest of Gov authorities.
Yeah he is the one who got surgery twice but still has a lots of problem in his surgery parts and he needs to be treated either into on of the equipped hospital of Kabul or out of country.
But he is notable to pay the cost, I kindly asking national business men/ women, human rights activist, social activist, political leaders and who ever are able to help rapid to Ali Abad Hoitaland help him.

I also requesting from those friends of him to send an mobile number for me to add in this text.

مخبران وحامیان و…


تعدادی با طذح از قبل طراحی شده برای مدتی حمایتش را از تیم اصلاحات وهمگرایی اعلام میکنند و بعدا از وی جدا شده به تیم مخالف می پیوندند و تعدادی هم به تیم تحول و تداوم پیوستند و بعدا زیاد شان جدا شدند و به تیم مخالف رجوع بردند.
این حمایت ها را از چند بعد باید در نظرگرفت
1- مخبر ی
از این نگاه تعدادی بدون شک فقط بخاطر فهمیدن بعضی راز های پنهان تیم ها سرسختانه حمایت میکنند همین که به هدف رسیدند به بهانه ای خود شان را از تیم مذکور جدا می شازند و بی شرمانه و ناجوان مردانه پای به پای تیم رقیب که در حقیقت تیم منتخب خودش است می گذارند.
۲- منافع شخصی
در این میان بعضی ها هم بر علاوه کار و زار انتخاباتی بر منافع شخصی اش بیشتر تمرکز دارند و این گروه را کیسه سازان تازه وارد صحنه کارو زار ویاهم آنعده که هنوز به نبوغ سیاسی و فکری نرسیده اند از اول بشیاری ابعاد تعهدات شان را فراموش میکنند تشکیل میدهند که بعدا با دریافت گزینه های بیشتر و توقع های ناوقت تر سبب می شود تیم را رها کنند.
۳- منافع قومی و سمتی
از آنجائیکه بیشتر مسائل در افغانستان از پگا تا بیگاه جنبه ای قومی داده شده و این ذهنیت در اذهان عامه ریشه دوانیده و بعضا هم رشد کرده حنایت گران تیم ها هم از آن جمله مستثنا نیستند، نخستین بحثی که بعد از مباحث اساسی که همان خط و مش های کاندید ها برای دولت آینده شان است صورت میگیرد همین بحث قومیت و سمت است و هر کی سعی میکند تا سهم سمت و قومش را بیشتر بخواهد و بر دیگران متقبیل سازد، نادیده از این که باخواستن سهم فراتر از لزوم حقوقی قومش در حقیقت حق یک شهروند یا قوم و سمت دیگری را نادیده گرفته و زیر پا کرده.
مثلا کسانیکه در ادوار مختلف از انتخابات شورای های ولایتی، نمایندگی مجلس ویا انتخاب زعامت کشور نتوانسته اند بیشتر از ۱۵٪ رای جمع بکنند توقع داشتن جمعیت ۳۰٪ یک توقع بی جا و اشتباه است نه تنها اشتباه که حماقت محض هم است. و برعکس کسی که تا ۳۷-۴۰ در صد آرای مردمش را بدست آورده است بدون شک و بدون چون و چرا باید سهمیه به تناسب آرایش برایش داده شود و منطق عدالت طلبی و دموکراتیزه شدن سیستم ها نیز همین را امر میکند. از بحث اصلی دور نشویم.
۴- وسواس بودن های فردی
این قشر را کسانی تشکیل میدهند که فقط روی هوس گاهی آغوش یک تیم و گهی هم آغوش تیم دیگر را اشغال میکنند و بیشتر به فاحشه های سیاسی میمانند. و این ها هیچ گاهی مورد اعتماد مردم نبوده و نیست.

۵- پس چیزی که مهم است این است که مردم باید بر آنهائی اعتماد بکنند و رای بدهند که از ثبات و اعتقاد سیاسی و تیمی برخوردار اند و همه جوانب قضایا را از همان آغاز کارش سنجیده وارد کار زار انتخاباتی می شوند و تا آخرین لحظه گام به گام با هم تیم هایش به پیش میرود.
البته قابل ذکر میدانم که در این جمع یکتعداد که هم وجود دارد که بودنش را فقط مهم میدانند مانند سمبولیک و از حق و حقوق سیاسی و شهروندی چیزی در توشه ندارند که باید مردم از سوابق آنها آنها را مورد ارزیابی قرار دهند.

تا باشد روزی پشیمانی بار نیاید.

پیش بسوی پیروزی با تیم های منتخب خود ما !

بطرح احمدزی نه بگوئید


شنیدم اشرف غنی میخواهد مسئله کوچی ها و هزاره های ده نشین را از مجرای قانونی اش حل و فصل کند
بدون در نظر داشت این که آیا این معضله از مجرای قانون بوجود آمده است یاخیر اشرف غنی در این مورد چیزی نگفته است.
مسئله دیگر اینکه اشرف غنی فکر میکند مردم کودک است و نمی فهمد او با این حیله و نیرنگش میخواهددل هزاره ها را بدست آورد ولی از طرفی میخواهد معضله را شکل قانونی بدهد و کوچی و کوچیگری را در کشور قانونی بسازد که این هدف اصلی وی است دل بدست آوردن هزاره ها تنها تا روز انتخاباتبرایش اهمیت دارد نه پس از آن بنا بر این این معضله از توان ایشان نیز بالاست و هزاره ها هم نمیخواهد معضله را جناب ایشان حل و فصل نماید ما خواهان به محاکمه کشانیدن این معضله در سطح بین المللی هستیم و در داد گاه بین المللی میخواهم هم معضله حل و فصل گردد و هم غرامت که در این مدت بر هزاره ها وارد گردیده توسط حامیان کوچی پرداخت گردد. من نظر به دلاسل ذیل خواهان کشانیدن معضله به داد گاه بین المللی هستم:

فکر نمی کنم چنین مسائل در داخل افغانستان قابل حل باشد اگر احمدزی برنده شود مانند گذشتگانش همه از اقارب خودش خواهد بود.

۱- تیمی که میخواهد مسئله را پی گیری کند بقایای همان مردمی هستند که این جرایم را مرتکب شده اند.
۲- درکشوری که همه مسائل قومی، سمتی ، زبانی به سنجش گرفته شود بدون شک تیم احمدزی مستثنا بوده نمیتواند.
۳- در افغانستان از اجر و پیاده خدمت ادارات گرفته تا مقاموالای ریاست دولت همه غرق در تعصبات کورکورانه است که در این صورت هیچ کسی و هیچ فردی شهادت عادلانه نمیدهد.
۴- مسئاه حقوقی شهروندی است که در طول چند صد سال لاینحل مانده است پس باید از داد گاه بین المللی خواسته شود تا در زمینه نظر به اسناد که مورد تائید طرفین و مورخین و اهل دانش است قضاوت بکند که همان کتوب و اثر ملا فیض محمد کاتب است.
۵- اشرف غنی هیچگاهی به ضرر قومش گام بر نمیدارد آنهم در این قضیه هیچگاهی چنین کاری را نمیکنند که مانند یعقوب تا نامش در تاریخ است دشنام بشنود. یعقوب کسی که بفرمان عبدالرحمان معاهده گندمک را امضا کرد.
لذا از دوستانیکه برای این مسئله دل خوش ساخته شدند خواهشم این است که مسئله را جهانی بسازند و نگزارند آپارتیست ها باز همه چیز ما را باحیله و نیرنگ تحت نام قانون به یغما ببرند

Dashti Barchi forgotten land


Image

Dashti Barchi located at west of Kabul Afghanistan capital city, all residents are Hazara ethnic, the ethnic which lived deprived from all their social rights for centuries by empower men.

This is the place that residents payed thousands of martyrs to get their freedom and embolish rascism nests in the country for the first time and raised their voice against injustice and majority ethnices’ rights in Afghanistan.

This is the place which must be forgotten because all Hazara people are living there, because being Hazara was crime.

Now it is totally forgot beyond all previous guilt, it is more guilty now because anywhere we referred responded that you Hazara occupied everywhere first positions in school s, universities, hard working, peace loving, braveness, honesty, loyality, NGOs, Gov offices and the most important is this that you can ask your political leaders who are second voice president and one of them is chair man of  parliamentary justice commission of Afghanistan it is really a pain on our ass because we been striving from hunger but our leaders are busy on their political deals and Dashti Barchi is totally forgotten.

There are many problem which I am going to write one by one as follow:

– Lack of central government attention on social facilities for rehabilitations of Dashti Barchi.

– No education facility.

– No standered school.

– No electricity power in most part of Dashti Barchi as a part of capital city.

– No paved road, but main avenue which is call Shahid Mazari avenue.

– No attntion acording to the municipal urban cleaning.

– No healthy portable water.

And many more problem like mentioned above, but there are no one to take care.

I don’t know when and how/ who will step forwared to solve all these and hopefully soon.

———————————–

Word Hazara?

The word Hazara is taken from word ” Hazar ” which means (thousan) in Dari/Farsi/ Persian there are many ideas about this word.

One the Afghan author says it’s because they are the reamince of thousands soldier of Ghangiz Khan.

Other says it is because thousands vellay of Hazaristan central part of Afghanistan where most of Hazara people are living.

Another author says it is because thousands of water source which provides all water in country.

One says it is because of thousands path which is crossing from Hazaristan.

But, the most certain idea is that there are thousands of vellay and water source in Hazaristan so this can be the main reason for the name of this ethnic as well.

All of Hazara people are Muslim and most of them following Shia religion and some of them are following Ismailia religion Hazare people are living almost all over the country, but most of them live in centeal part of Afghanistan. This was a brief information about hazara people.

 

خاطرات ایام عید در کابل


 

پنجشنبه بود اول صبح زمانی که برای بار نخست یکی از رسانه های تصویری را روشن کردم تا بدانم آنروز عید است یاخیر در قسمت زیر نوشته ها خواندم که شیخی به نام آیت الله واعظ زاده بهسودی برای ملیت شریف افغانستان عید را بعد از دیدن مهتابی در مناطقه بهسود،یکاولنگ و ولایت بلخ تبریکی گفته بود

اندکی نگذشته که گند عید نقاط شهر را در برگرفت سرو صدا ها بلند شد که این چگونه مرجع تقلید است که حتی هماهنگی میان خود این شیوخ وجود ندارد همین جا بود که باز هم به یاد دست نوشته های خودم در فسبوک افتادم که واقعا این شیوخ تا چی حد بر دوش این مردم سوار است و تا چی حد پا ها را در گلو و گرده های این مردم گذاشته است که حتی نمی توانند بدون اجازه آنها آب و نان نوش بکنند.روز بعد در یکی از مساجد اعلام نماز عید کرد از ننگ زمانه رفتم پیش روی مسجد در حقیقت می خواستم بدانم که ملای آن مسجد با چی طرز فکری مردم را به دین داری و پرهیز از زشت ها دعوت می کند.

شیخ منافق رفت بالا منبر با ختم خطبه اول و آغاز خطبه دوم شروع کردم به فحاشی ها و دشنام دادن های هنرمندان جوان که برای شادی روح و روان مردم کنسرت را در یکی از نقاط شهر برگزار کرده بودند، این شیخ منافق و فحاش همین که خطبه دوم اش را آغاز کردم با چنین لحنی به هنرمندان موسیقی حمله ور شد “چند پدر لعنت در (فلان)نقطه شهر نمایش هنری را برگزار کرده اند در حالیکه عید روز عبادت و نیایش است

در همانجا درنگ کردم قصد کردم بروم داخل مسجد و بگویم عالی جناب اگر دین داری بمعنی فحاشی و دشنام دادن کسی است از همه می خواهم بی دین باشند اگر دعوت دینی به این گونه است همین حالا می خواهم مسجد را ویران کنم و میخانه بسازم ولی چند تن از دوستانم مانع شد بالاخره شب سوم عید رسید و ملای را که پدرم در خانه دعوت کرده بود مسله را در میان گذاشتم و بالاخره جرو بحث های ما ادامه پیدا کرد تا آنکه عمل شیخ فحاش توسط این شیخ هم تقبیح شد و وعده کرد که برایش گوش زد خواهد کرد.

من در این بسنده ندیده سعی کردم خودم را به شیخ فحاش به نام کریمی برسانم که جناب با کدام منطق و دلیل شما جوانی را به پدر  لعنتی و گمراهی مورد حمله قرار میدهید حالانکه همانقدر که پیشه شیخی برای تو مقدس است برای یک هنرمند هم هنرش ارزش دارد مگر می شود که داکتری به انجنیری فحش بدهد که این پدر لعنت ها انجنیری خوانده اند و آمده اند بلند منزل ها را اعمار می کنند؟

مگر می شود مسلمانی به کمیونیست ویا صهونیستی بگوید که تو پدر لعنت چرا اسلام را قبول نکردی؟

پس این که داد میزنید که انسانها آزاد خلق شده است و در عمل کرد هایشان هم آزاد است چی معنی دارد؟ این آزادی تا حدی است که ضررش به کسی نرسد و اگر ضرری متوجه کسی می شود باید مقامات ذیصلاح قضاوت بکنند نه هر کس و ناکس شیخ دلیلش همین بود که ایام عید برای نیایش است نه موسیقی نوازی

من هم دیدم که عالی جناب فقط یک حرف دارد گفتم آیا خطبه ها باید با سخنان آموزنده ارایه گردد یا با فحش و دشنام؟ که جناب باز هم لاجواب بود تا اینکه ناچار شد اعتراف بکنند که اشتباه کرده است.

همان جا هم ذکر کردم و حالا هم می گویم این شیوخ  و منافقین دینی باید بدانند که امرزو فرار از دین اگر بین اقشار مختلف رسم شده است صرف و صرف بخاطر عمل کرد های ابله هاینه این گونه شیوخ است.

عید در افغانستان نه روز نیایش ،نه روز دید و باز دید از فقرا و عیادت از بیمار هاست بلکه ایام خوبی برای به نمایش گذاشتن ثروت هاست میان قشر های سرمایه دار و زهر خوران کشور ما، یکی مهمان ها را در منزل دعوت می کند و دیگری در مهمان خانه و کسی هم در دفتر کاری اش، می گویم خدای نیست گرنه چرا این قدر نا مساوات در این جامعه.

در اخیر می خواهم پیامم را برای آن عده از استحمار شده های کشورم برسانم که دیگر دیر خواهد بود که یوغ این تیکه داران را بر دوش بکشید بیدار شوید این ها از شما فقط برای زنده ماندن خود شان استفاده میبرند نه دوزخی است و نه بهشتی وجود دارد.

 

By باچه آزره آزره Posted in News, Topics

سهمیه بندی شب های قدر در افغانستان


سهمیه بندی کانکور در حقیقت مخالفت با کسب علم و دانش و اعلام غیر مستقیم جهاد علیه کسب دانش

سهمیه بندی کانکور در حقیقت مخالفت با کسب علم و دانش و اعلام غیر مستقیم جهاد علیه کسب دانش

فرهنگ سهمیه بندی زمان در افغانستان رواج پیدا کرد که برای نخستین بار عبدالرحمن و به ترتیب شاهان اخلف وی سهم اقوم را در ارتش و ادارات دولتی تعین کردند و برای هزاره ها هیچ سهمی را در ارتش و ادارات در نظر نگرفتند.

از آنزمان تا کنون این رسم شوم و رواج ناقص توسط شیران این کشور تعقیب و عملی گردیده در زمان ظاهر شان و داود رسما اعلان می شد که هیچ فرزند هزاره حق تعلیم را در دانشگاه ندارد و هیچ هزاره حق ندارد در ارتش افسر تعین گردد.

این رسم ضد انسانی در زمان طالب ها هم به اوج خود رسیده بود آنها سهمیه بندی مذهبی را پیشه قرار داده بودند که هیچ هزاره حق ندارد از مراسم های مذهبی خود تجلیل بکند هیچ هندو حق ندارد بجز از لباس زرد لباس دیگر را بپوشد هیچ پشتون حق ندارد که بدون کشتن یک هزاره از سنگر برگردد.

دولت کنونی به رهبر کرزی هم از اجدادش عقب نمانده بلکه گام های فراتر از آنرا گذاشته است در ارتش سهمیه بندی را به تناسب قومی رقم زد و در ادارات دولتی نیز نظر به تعداد نفوس اقوام برایش سهیمه داده شد. در کابینه نیز کرسی ها بر اساس احصاییه نا معلوم نفوس تعین شد.

چندی قبل وزارت تحصیلات هم تصمیم گرفت پا بجای پا عبدالرحمن بگذارد و وارد شدن به کانکور را برای نخستین بار در جهان سهیمه بندی کرد که این واقعا از یک طرف نو آوری به عقب کشانیدن در یک سیستم است و ازسوی دیگر ننگیست در تاریخ کشور و سندیست بر جهالت این وزیر جناب آقای عبید الله عبید که با اینکارش از یک طرف بر پارسی زبان ها ننگ خریده است و از طرف دیگر برای وزارت تحصیلات عالی فخر فروخته است

بر اساس این گستاخی وزارت تحصیلات عالی کشور وزارت عدلیه نیز به خود جراات داد تا شب های قدر را سهمیه بندی نماید و اعلام بدارد که هیچ قومی حق شب زنده داری تمام شب های قدر را دارد مگر تنها سهمیه خود شان ( نطز) است زیاد هم مسله وزارت عدلیه را جدی نگیرید.

من به نوبه خویش این نو آوری عقب کش را یک تصمیم غیر عقلانی دانسته و از تمامی دوستان قلم بدست و فرهنگیان کشور می خواهم تا در برابر این ایستادگی نمایند و نگذارند که اصل شایسته سالاری جایش را بر کمک تولید انتحاری بدهد.

نگذارید باز برای چند صد سال دیگر یوغ استحمار کهن پیخ را بر گردن شما و نسل های بعد از شما بگزارند.ن گزارید برای بار دیگر و قرنهای دیگر شما را در تاریکی نگهدارند که نتوانید راه هموار را به پیش بروید.  

نگزارید برای بار دیگر مانع رفاع و آسایش شما گردند و آب آلوده کنند و ماهی هدف شان را صید بکنند.

به‌ آرزوی آنروز که شورای وزیران نیز از تصویب این حماقت صرف نظر بکنند.

جناب رسول وزیرک


به جواب رسول وزیرگ
راست گفتید جناب رسول جان هیچ هزاره ای در افغانستان در خطر نبوده و نیست این مردم مشکل دماغی دارند که بدون کدام دلیل ومشکلی کشور خود شان را ترک کرده جان های شان را به خطر انداخته با قایق های شکسته و سوراخ اقیانوس ها را عبور کرده تا یک محلی برای زندگی پیدا بکنند که از لحاظ مذهبی و نژادی مورد توهین و تحقیر قرار نگیرند برای اینکه هزاره هستند از قرن ها بدین سو قتل عام نشوند هرحتی درقرن بیست و یکم هر سال نیرو مسلح فاشیستان افغان ملت تحت نام کوچی باری غارت و غضب زمین های این مردم عازم هزارستان نگردند. بلی حق با شماست جناب وزیرگ چون شاید این ضرب المثل را شنیده باشید که زمینی می سوزد که آتش روی آن روشن باشد لذا کاش این آتش روزی روی زمین وجود شما هم شعله ور گردد تا بدانی که واقعا در خطر هستید یا خیر, جناب وزیر بگذریم از خطرات چندین قرنه که متوجه انی مردم بوده فقط می خواهم از سه دهه اخیر در کشور برایت بنویسم که آیا هزاره واقعا در افغانستان جان و مال شان در خطر است یا خیر؟
در طول بیست چهارده سال جهاد مقابل نیرو های اشغال گر شوری وقت فکر نمی کنم هیچ قومی افغانستان برای آزادی این مرزو بوم خون نداده باشد وجوانان شان را قربانی این راه مقدس که دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی است نداده باشند و هزاره ها هم باشندهگان این سرزمین اند و این ها هم فریضه ای که در برابر دفاع از خاک مادر وطن شان جهاد کردند ولی ثمره آن همه خون دادن ها و قربانی های که توسط هزاره ها انجام یافته بود چی شد؟ مطمئین هستم که از جلسه احزاب در اسلام آباد بی خبر نیستید که هزاره ها و شیعه ها را گفته بودند که در جهاد هیچ سهم نداشته اند و ندارند که از سهمیه که برای احزاب داده می شود حزب هزاره ها که حزب وحدت اسلامی افغانستان بود بکلی محروم بود و بعد از جلسه فوق الذکر سهمی که در دولت مجاهدین باید برای هزاره ها داده می شود که نشد. در جریان جنگ های داخلی هم خونین ترین جنگی که بین حزب وحدت و شورای نظار و اتحاد صورت گرفت گه در ظرف بیست چهار ساعت بیشتر از 10000 خانواده هزاره و شیعه در افشار قتل عام شد از نگاه شما این خطر نیست چیست؟
از این که بگذریم اعلانات قتل عام های هزاره ها که توسط طالبان پشتون به حمایت کشور های همسایه ,اعراب و غرب صورت گرفت است خطر نبود چی بود؟
و دهه اخیری که جناب عالی ها به رهبری جناب کرزی و حمایت 42 کشور جهان روی کار آمده اند مگر دیده ها کور و گوش ها کر است که وحشیان چون کوچی تا دندان مسله همه ساله مناطق هزاره نشین چون بهسود,ناهور,قرباغ غزنی, جاغوری ,دایکندی,اورزگان و غور رامورد تاخ تاز قرار میدهند و دولت مرکزی هم هیچ نوع توجه نمی کند این همه خطر نیست جناب وزیرگ شما واقعا لایقت این کرزی را برای چندین دهه دیگر هم دارید اشتباه بکنند کسانی که برای شما رای مخالف دهند آنها دشمنان واقعی این خاک اند و شما عالی جناب ها دوستان ناجوانمردی که همیشه از پشت با خنجر پیش آمده اید.
جناب وزیرگ آقای رسول مواردی را که در فوق نوشتم تنها گوشه از خطراتی است که من تنها به آنها اشاره کرده ام و اینجا جای برای شرح بیشتر و جزئیات فراتر نبود متاسفانه بخاطر کمبود وقت هم از خطراتی دیگری که متوجه هزاره در افغانستان بوده و است خود داری کردم امید این یک اشاره باشد برای یک عاقل خدا کند که عاقل باشد.

خدایا ! برای آنهای که چشمان کور گوش های کر و وجدان خوابیده داده ای از تو خفه خفه هستم اصلا خلقت این پرازیت ها چی نیاز بود؟

Dear Minister O’Connor


An open latter directed to the Minister O’Connor in order not to deport Afghanistan refugees that most of them are Hazara ethnic, so cordially requesting ever reader of my weblog to send this letter and I greatly appreciating all of you for supporting Hazara refugees.

send it to this address please: Brendan.O’Connor.MP@aph.gov.au

Dear Minister O’Connor,

I understand that a large number of Hazara asylum seekers are under threat of deportation to Afghanistan. It is well documented that Hazara people are at constant risk of persecution and targeted killings in Afghanistan, and also in Pakistan, where there have been mass killings of Hazara people in recent months.

Advocates are gravely concerned for the welfare of these people who fled from Afghanistan in fear of their lives, very often after losing members of their families to the systematic violence to which Hazara people are subjected. As you know, this week 30 Afghan MPs have written to the Australian Government urging the abandonment of plans to return asylum seekers to Kabul, because the security situation in the Afghanistan is getting worse and attackers are targeting members of the Hazara ethnic group.

I urge you to intervene on behalf of these people by extending their Bridging Visas and ensuring a thorough review of their claims for asylum.

Given the ongoing instability in Afghanistan, it is inevitable that these people would be in danger if they are deported. There are too many documented cases of asylum seekers being returned to Afghanistan, and subsequently being killed or tortured.

A key objective of the Refugee Convention is to provide protection for people whose lives are at risk, and I feel strongly, as do very many other Australians that it is the duty of our federal Government to ensure justice for people seeking asylum and to ensure their safety.

I am very concerned that these threatened deportations are in part motivated by your desire to be ‘tough on asylum seekers’ and are aimed at creating fear within these communities in the hope of deterring others from coming to Australia to seek asylum and protection. The current focus on deterrence denies the right of people to seek asylum, violates human rights and sadly, fosters fear and prejudice within the Australian community.

It is time for the Labor government to reset the policy approach to asylum seekers based on generosity and decency. This will ensure that asylum seekers are treated fairly and with compassion, and will also encourage our Australian communities to welcome and embrace those who seek our protection.

I am asking that you intervene immediately to stop the deportation of Hazara asylum seekers and make sure that their claims are assessed fully and fairly.

Yours sincerely

 

(your name)

(your addres s)

راه حل برای توزیع شناسنامه جدید


شناسنامه جدید برای افغانستانی ها با ذکر زبان های مادری و قومی توزیع خواهد شد.

شناسنامه جدید برای افغانستانی ها با ذکر زبان های مادری و قومی توزیع خواهد شد.

راه حل های شناسنامه که قرار بود سال آینده هجری به شهروندان افغانستان توزیع گردد خبر ها هاکیست که توزیع آن برای همه افغانستانی ها ناممکن بوده زیرا مواد که بتواند شناسنامه را برای همه اتباع کشور مهیا بکند وجود ندارد لذا در گام نخست برای اشخاص و افرادی که واجد شرایط رای دهی هستند توزیع می گردد.

شما در این مورد چی نظر دارید
هدف اصلی توزیع این شناسنامه بعد از شماری احصائیه نفوس کشور, جلوگیری در تقلب در انتخاب ریاست جمهوری و پارلمانی کشور و تثبیت نفوس اقوام افغانستان نیز می باشد.

راه حل های که من برای توزیع تدریجی این پشنهاد می کنم ذیلا می نگارم:

1- توزیع این شناسنامه به واجدین شرایط رای دهی در انتخابات های کشور.

2- توزیع شناسنامه بعد از واجدین برای شاگران مکاتب که فعلا شامل مکتب هستند

3- در گام بعدی توزیع برای کسانیکه جدیدا شامل مکتب می شوند.

4- در گام اخیر توزیع برای آنعده از هموطنان ما که شامل کودکستان هاست.

توزیع تدریجی این شناسنامه را گام بگام به دلایل ذیل تقسیم بندی کرده ام:

الف) واجدین شرایط بخاطر جلوگیری تقلب و کوتاه کردن دستان خلاف کار و تقلب کار در هر دو انتخاب بزرگ و مهم کشور

ب ) این بخش آنعده از شاگردان را در بر می گیرد که شامل مکتب هستند ولی واجد شرایط رای دهی نیستند این را بخاطر در گام بعدی قرار دادم که همین نسل شامل در مکاتب می توانند واجدین شرایط آیند باشند و همچنان در بار نخست برای وزارت مخابرات و داخله نیز کار را مشکل می سازد و جوش و خروش مردم ارج و مرج را هم به بار می آورد

د) جدید الشمولین مکاتب را در ردیف سوم قرار دادم چون آنگاه می شود نسل های که قبل از این ها گرفته است برای کسب شناسنامه این ها کمک بکنند  و هم چنان افراد با تجربه و ماهری در راس کار قرار خواهند گرفت که دیگر در توزیع مشکلی دیده نخواهند شد.

گام اخیر ویا همان کودکان و نو نهالان است که تعداد شان آنقدر زیاد نخواهد بود و جمع و جوش مردم هم در ریاست ها و یا وزارت های ذیربط آنقدر نخواهد بود که باعث عرج و مرج گردد.

امید است راه حل های را که پیشنهاد کرده ام مورد توجه مقامات کشور قرار گیرد.

ندای عدالت از کویته تا دهلی


امروز حضور پررنگ دانشجویان افغانستانی مقیم شهر دهلی در کنار افغانستانی های مهاجر و دوستان هندی و غیره برای همنوای با دیگر برادران و خواهران جهان بخاطر اظهار همدردی با فامیل های قربانیان اخیر واقعه کویته تظاهرات را پر خروش تر ساخته بود.

امروز جوانان و نوجوانان مقیم شهر دهلی شعار های جون ذیل سر میدادند:

Hazara killin is genocide!

Stop killing Hazara!

1234 killing Hazara no more!

UN UN wake up ! wake up !

Banki moon Banki moon Wake up ! wake up !

این تظاهرات زمانی آغاز شد که دوستان از تمامی نکات شهر و دانشگاه های شهر دهلی اعم از :

ایست آف کیلاش

لاجپتنگر

مدنگری

اشرم

جمع از مهاجرین افغانستانی مقیم دهلی

دانشگاه دهلی

دانشگاه شاردا

دانشگاه جامعه اسلامیه

دانشگاه جنوب آسیا

دانشگاه هوانوردی ملکی

محصلین

و افغانستانی های مهاجر مقیم شهر دهلی

جمعیت چند صد نفری امروز با احساساتی که در قبال حقوق انسانی هزاره ها از خود نشان دادند واقعا قابل قدردانی و سپاس است.

این تظاهرات یک تظاهرات قومی, زبانی, نژادی و مذهبی نبود بلکه فراتر از همه این هم فرا قومی و هم فرا زبانی و سمتی بود در این جمع ما دوستان هندی و پاکستانی و اقوام مختلف افغانستان را با خود داشتیم که جا دارد از حضور پر رنگ ایشان جهت عرض تسلیت برای تمامی مردم کویته در جمع و برای هزاره ها صورت خاص تشکری می کنیم.

با حضور اقشار مختلف در تظاهرات امروز واقعا محسوس بود که نسل جدید ما دارند گامی بسوی همدیگر پذیری می روند دیگر برای این نسل مسله زبان ,قوم و مذهب و … مطرح نیست بلکه همه با هم برادر و برادر ایم

به امید روزی که یک وقت رسد که تمامی مردم افغانستان از تمامی اقشار به این فکر برسند که وطن عزیز ما رفاع کلی یابد.

جمع از محصلین افغانستانی در تظاهرات امروز ما در شهر دهلی

جمع از محصلین افغانستانی در تظاهرات امروز ما در شهر دهلی

 

شاعران 88 کشور جهان خواستار توقف نسل کشی مردم هزاره شدند


 

دو صد و هفتاد (270) تن از شاعران به شمول برندگان جایزه نوبل و پولیتزر و برندگان جوایز ملی و قاره ای و همچنین دبیران انجمن های قلم و گردانندگان فستیوال های بین المللی شعر از 88 کشور جهان در نامه ای به رهبران جهان، همبستگی خود را با مردم هزاره اعلام کردند. اکنون بیشتر از یک قرن است که مردم هزاره قربانی جنایات سازمان یافته همچون نسل کشی، برده داری، تجاوز جنسی، جنایات جنگی و تبعیض می باشند.
نامه شاعران جهان خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد بان کی مون، خوزه مانوئل باروسو دبیر کمیسیون اروپا و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا می باشد و از آنان خواسته شده اقداماتی را روی دست بگیرند که امنیت و سلامت مردم هزاره تضمین شود.

کامران میرهزار شاعر هزاره که متن این نامه را تهیه کرده است می گوید: “ماده ی دوم کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل کشی با وضعیت مردم هزاره همخوانی کامل دارد و جهان نباید بیش از این پاک سازی قومی و نسل کشی مردم هزاره را نادیده بگیرد.”

مردم هزاره در افغانستان با وجود هزاران سرباز بین المللی، بصورت مرتب از سوی افغان های کوچی که از طرف طالبان و حکومت حمایت می شوند مورد حمله قرار می گیرند. راه های مردم هزاره توسط طالبان مسلح مسدود شده، وسایط نقلیه آنان غارت و مسافرانشان کشته می شوند. در مرکز افغانستان جایی که جمعیت قابل توجهی از مردم هزاره به حاشیه رانده شده اند، آنان به حقوق مشروع و اولیه خود دسترسی ندارند.

در پاکستان بتازگی و در تاریخ 10 جنوری سال روان میلادی بیش از یکصد تن از مردم هزاره در شهر کویته، در حمله سازمان یافته تروریستی کشته شدند. در نتیجه این جنایات، میلیون ها تن از مردم هزاره افغانستان را ترک کرده و در وضعیت اسفناک در کشورهای دیگر همچون ایران، ترکیه، یونان، اندونزی و استرالیا به عنوان پناهجو بسر می برند.

شاعران جهان از رهبران جهان می خواهند که در مورد مردم هزاره وضعیت اضطراری اعلام شود؛ بر حکومت های افغانستان و پاکستان فشار دیپلماتیک وارد شود تا به تبعیض و حمایت از گروه های تروریستی پایان دهند؛ کشورهای عضو کنوانسیون پناهندگان به پناهجویان هزاره پناهندگی اعطا کنند؛ یک کمیسیون بین المللی حقیقت یاب برای جنایاتی که علیه مردم هزاره صورت گرفته تشکیل شود؛ دوسیه های جامع نسل کشی و نقض حقوق بشر در مورد، در دادگاه هایی همچون دادگاه بین المللی جزایی باز شود؛ نیروهای بین المللی در افغانستان از مردم هزاره حمایت کنند و رسانه های بین المللی درباره فعالیت ها علیه مردم هزاره در افغانستان و پاکستان تحقیق کرده و گزارش دهند.

نامه سرگشاده شاعران جهان همراه با نام امضا کنندگان به زبان های انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، هزاره گی/ دری و آذری روی سایت www.HazaraRights.com در دسترس می باشد.

==========================
برای معلومات بیشتر با استفاده از مشخصات زیر، با کامران میرهزار به تماس شوید:
email: kamran at kamranmirhazar.com Skype: kamran.mir.hazar

 

منبع: کابل پریس

افشار افشا کننده چهره های یاغی و وحشی قرن بیست در افغانستان!


 

ماه دلو واقعا غم انگیز ترین ماه قرن بیست سال 1371 هجری است در تاریخ ملیت شریف هزاره افغانستان وجهان این ماه را به جهت غمگین ترین ماه می گویم زیرا در این ماه نزدیک به 10000 خانواده به گلم عزای عزیزان شان نشسته بودند که توسط کوه فروشان سادات و وحشی های شورای نظار مسعود و اتحاد سیاف بوقوع پیوسته بود.
این واقعه قصدی که توسط خون خواران قرن بیستم آنهم از آدرس دولت که توسط برهان الدین ربانی رهبری می شد و دولت خودش را یک دولت رسمی این مرزوبوم میدانست در مقابل شهروندان این سرزمین به اجرا در آمده است بعد از ارزیابی این حادثه و یاغی گری های که در این حادثه به فرمان آمرین و دولت مردان دولت جناب ایشان و وزیر دفاع آن دلوت صورت گرفته است بصراحت معلوم می گردد که این دولت تا چی حد مشروعیت ملی و قومی دارد.

دولتی که بجای بازسازی تخریب را پیشه قرار داده بود, بجای رشد فرهنگی به باد دادن فرهنگ را یک اصل میدانست, بجای برادری و برابری برتریت طلبی و نژاد پرستی را راه حل بحران های کشور میدانست که خوشبختانه در نهایت خود فهمیدند که راه حل برای مشکلان کشور در آن زمان نه شیوه های بوده که آنها خط مش قرار داده بودند بلکه در افغانستان خط مشی برعکس فکری و سیاسی آن نیاز بود که تا دیگر به این حدی که امروز حقیر و فقیر هستیم نمی بودیم ( در مجموع مردم افغانستان) در حقیقت این بد بختی های امروز تمام از همان انتخاب نادرست  خط مش  آقایان ربانی, مسعود و سیاف است که امرزو دامن گیر تمامی مردم افغانستان شده است اگر آنروز این سه نفر حاضر می شدند و احترام به حقوق سیاسی و اجتماعی مردم می گذاشتند مطمئینان که نه طالبی خاجر از مرز عرض اندام می کرد و نه هم شهر های زیبائی ما ویران می شد و نه هم آثار و عابدات تاریخ ما که بیشترین قدامت تاریخ را در جهان داشت تخریب می شد و نه هم زیر بنای اقتصادی ما را که زراعت تشکیل میدهد به پائین ترین درجه تنزل می یافت.
با ارزیابی عمل کرد های شورای نظاری ها و همراهانش در دهه افتاد ما می یابیم که افغانستان تا چی سرحد ضربه های اقتصادی و سیاسی را در منطقه و جهان متقبل گردیده که من به یک تعداد آن در فوق اشاره داشتم و باقی را دوستان هم میدانند از این که از اصل قضیه فراتر حرافی کردم معذورم ولی بعضا مسائل یکی با دیگر مرتبط بوده که لازم به ذکر است .
بلی افشار همان سرزمین افشا گرد چهره های یاغی و وحشی قرن بیستم در افغانستان است

شاید…….. بلی شاید!  امروز فاعلین با عبور از آن منطقه برخود هزاران لعنت بفرستند و بر دل حسرت ها جاری نمایند ولی افسوس که چهار قطع نشستن بعد ازگ…. زدن هیچ نفع ندارد.
افشار سرزمینی که بیشترین ساکنین آنرا هزاره ها و دیگر اقوام که از لحظا اعتقادی مانند هزاره ها پیروی مذهب جعفری بونده  اند تشکیل میداد.
امرزو از هر کوچه و پس کوچه افشار صدای ناله های کودکانی به گوش می آید که شکم مادران شان توسط گرگان تشنه خون دریده شده و بیرون آورده اند امروز از سرزمین افشار ناله عروسانی به گوش میرسد که هنوز رنگ خینه های دستانش تغییر رنگ نکرده بود.

و باز هم افشار باقیست! امروز چهره های که از قضیه افشار هنوز نا شناخته باقیست قلم بدستان و حاضرین در واقعه مسوولیت دارند  باید افشار نمایند نمیدانم چرا در برابری کشتار دسته جمعی هزاره ها زبانها لال میشود و گوشها میخ کوبیده می شود  و گلو های حق خواهی همه مسدود میگردند. مگر حق خواهی جرم است ؟

به امید روزی که دیگر ندای حق خواهی باعث  مسدود شدن هیچ گلوی در دنیا و بخصوص افغانستان نشود و ندای حق و عدالت , برادری و برابری, احترام متقابل میان شهروندان کشور در این سرزمین پوسیده ما یک اصل قرار گیرد.

 

ل.ا.آ.غ

مجلس نماینده گان و کمیسیون انتخابات جواب گو میزبانی رییس دولت شد


مجلس نمایندهگان و کمیسیون انتخابات جواب گو میزبانی رییس دولت شد

 

حامد کرزی رییس جمهور نامشروع کشور رهبران احزاب سیاسی کشور را در دفترش بخاطر دعوت کرده بود که تا بتوانند روی مسائل و قضایای انتخاب صحبت نمایند ولی این میزبانی مسوولیت پذیری را بدوش کسانی انداخت که حتی حضور شان را در این مجلس ممنوع اعلام کردن. حام کرزی ریسس نامشروع دولت اسلامی افغانستان که چهار سال قبل با کسب نکردن 50% +1 نتوانست رای مردم این سرزمین را در مقابل داکتر عبدالله عبدالله و رمضان بشر دوست بدست آورد بصورت بخششی این منصب را از طرف این دو کاندید بدست کسب.ایشان بعد از سپری شدن تقریبا چهار سال از این اینتخابات سران احزاب و رهبران سیاسی در حقیقت رهبرانی که با هر دهل خودش می رقصند در کاخ ریاست جمهوری دعوت کرده تا روی مسائل چون انتخابات و ناظری و امنیت و تعیین روز انتخابات صحبت نمایند در نهایت پس از جمع بندی نتایج همه مسوولیت ها را به گردن مجلس نمایندگان و کمیسیون انتخابات انداخته خود را کنار کشیده است این کنار کشیدن جناب کرزی هم خود به نوحی بی کفایت و مسوولیت نپذیری جناب ایشان را برای مردم افغانستان نوید می بخشد این به این معنی است که جناب ایشان بعد از یازده سال زعامت کشور حالا در این فکر است که زمانی قدرت و زعامتش به پایان رسیده است بعد ازایشان هرکی می آید به ……..


وقتی سخن از حضور خارجی ها برای شنیدن شکایات به میان می آید کرزی خود بصراحت می گوید که عدم حضور آنها را موافق است و حضور شان را هیچ گاهی نمی پذیرد

اینجا پرسش های در ذهن هرشنونده خطور می کند که جناب ایشان چرا این مسله را خود جواب می گوید و مسائل را که قرار بود روی آن در این جلسه صحبت شود و تصمیم گرفته شود به گردن مجلس نماینده گان و کمیسیون انتخابات کشور وا گذار می کند؟

دوستان عزیزی که از مسله آگاهی دارند می توانند تحلیل ها و ارزیابی های خویش را در اینجا بنویسند

 

Hazara philanthropical union of the world اتحادیه خیریه هزاره های جهان


اتحـــــادیه خـــــیریۀ هــــــزاره های جـــهــــان
اتحاد خیریه هزاره های جهان يک مجمع غيرانتفاعی بوده که بصورت آزاد، بيطرف فعال و مثبت با شرکت تمام افغانستانی های جهان مطابق قوانين افغانستان ايجاد و بعد از ثبت در مراجع مربوطه فعاليت های خود را آغازمی نمايد.

نام اتحاديه:
نام رسمی این اتحادیه ” اتحاد خیریه هزاره های جهان ” ميباشد.

اهداف اتحاديه:
1- کمک به دارالیتام و نیازمندان 
2- ياری ومساعدت در عرصه های درسی، کاری و فراهم ساختن زمینه مساعد برای کودکان یتیم و خواهران بیوه و فامیلهای بیبضاعت.
3- انعکاس خواست ها وضروريات آنها.
4- توسعه و رشد فرهنگی، حقوقي و اجتماعی زنان و دختران.
5- کمک های ممکن به همه ولایتها و ولسوالی های هزاره نشین و دیگر ولایات کشور.
6- سازماندهی فعاليت های هنری، فرهنگی و اجتماعی بمنظور معرفی و شناسايی کلتور هزارهگی.

شما میتوانید کمک های تان به شماره حساب بانکی ذیل بفرستید:
Account Holder: Tamin
Account No: 003604200164016
Swift code: AZBAAFKZ
Name of Bank : Azizi Bank

اسم گیرینده: تمیم
شماره حساب بانکی: 003604200164016
کد سویفت (کدی که برای ارسال پول از یک کشور به کشور دیگر ضروری است): AZBAAFKZ
اسم بانک: عزیزی بانک کابل افغانستان

برای اطلاعات بیشتر به آدرس های زیر با ما در تماس شوید:
Skype: hazara.supports
Facebookhttps://www.facebook.com/shaheed.khaliq
Or https://www.facebook.com/hazaras.unity

نشان اتحادیه خیریه هزاره های جهان
symbol of Hazara charitable union of the world

English translation:

Hazara philanthropic Union of World.

Hazara philanthropically union of the entire world is a non-profit association of free neutral, active and positive participation of all Afghanistan people, start working based on Afghanistan law and regulation and registered with the relevant authorities to begin its activities.

Official name of this union:

Hazara of entire world philanthropically union (HoEWPU).

Concept of this union:

1- Assistance to orphanages and needy.

2- Assist and  help in education field, work and make a favorable field for orphans, our widows sisters and destitute families.

3-  Reflecting their demands and needs.

4- Development, cultural and social rights of women and girls.

5- All possible assistance to the provinces and districts of the Hazara and non Hazara-dominated.

6- Organizing artistically, cultural, social  activities and  in order to introductions and identifying Hazaras Culture.

For sharing your donation with above persons and families you can sent it to following address:
Account Holder: Tamin
Account No: 003604200164016
Swift code: AZBAAFKZ
Name of Bank : Azizi Bank Kabul Afghanistan.

For more details can have a glance in the following links and Skype address:

Skype ID: hazara.support

Facebook: https://www.facebook.com/shaheed.khaliq
Or https://www.facebook.com/hazaras.unity