تکرار یک اشتباه


افغانستان کشوری که از قرنها و دهها سیاستش بحرانی بوده است، این بحرانها ناشی از آن است که تیم ذیدخل قدرت سیاسی در این کشور هیچ گاهی فراقومی نه اندیشده اند و همه چیز را محدود و مقید به قوم و قبیله و طائفه خویش دانسته اند انگار همه دارو ندار کشور و همه کرده های افتخار آفرین تاریخی از سعی و تلاش آنهاست در حالیکه همه معکوس آن چیزی است که آنها می پندارند.

در افغانستان هر تیم اگر بخواهد برای کشور خدمت
بکند باید توسط تیم حاکم که مربوط به یک قوم خاص است منزوی گردد زیرا همه کتمانها و دروغ های تاریخی شان افشا می شود و همچنان بخاطریست که جواسس و اجنت های بیگانه در این مرزبوم و در میان دولتمردان افغانستان آنقدر لانه کرده که قرنها باید تلاش شود تا ریشه کن گردند.

و از همین روست که هیچ تیمی بر تیم دیگر اعتبار و اعتماد کرده نمی تواند ولی در این میان تیمی که همیشه بیشترین آسیب را دیده و بیشتر از هر تیمی دیگر آسیب پذیر تر بوده تیم هزاره هاست، هزاره تنها زمانیکه بعد از فروپاشی توسط عبدالرحمن منسجم عمل کردند همان دهه هفتاد و مقاومت بی سابقه غرب کابل بود که متاسفانه آهنم با حیله گری ها و نیرینگ های از درون و خائین که مار های آستین بودند بعد از به شهادت رسیدن رهبر و پیر فرزانه از هم پاشید، بعد از آن دیگرنه کسی پیدا نشد که این تیم را سرو سامان دهد و نه هم توانایی بر وجود رهبران هزاره بود که این کار را بکند.

و این دیگر گونی ها تا حالا هم شده ادامه دارد و دهه نو پای دموکراسی هم بر هیچ تیمی اثر نگذاشت همه هنوز همان قمگرای و سمتگرا باقی ماندند مثال واضح آن حمایت آقای کرزی از اشرف غنی و کشانیدن طالب به صندوق های رای توسط اشرف غنی احمدزی است و این کار کرزی سیلی محکمی بر صورت خیلیلی و سرور دانش بود این تکرار یک اشتباهی است که در دور اول آقای محقق انجام داد و در این دور آقای خلیلی.
کرزی در حقیقت بصورت غیر مستقیم به خلیلی گفت که تو هنوز آنقدر شعور سیاسی نداری و یک فرد خنثی ای هستی که در درون قومت هم محبوبیت نداری و این واقعا خام بودم دانش و خلیلی را نسلت به دیگر هم ردیفانش برای جهان به نمایش گذات و از سوی هم کرزی اعتبار و اعتمادی که بین اقوام دیگر داشت از دست داد.

و حال میماند مسئله نتایج انتخابات که با چالش ها و بحران های پسا انتخابات بخاطر تقلب های حکام دولت و تیم مورد نظرش که صورت گرفته است کشانیده نشود.
آرزو میکنم جهان غرب و کشور های دخیل درفضیه افغانستان هم توجه جدی را در این عرصه داشته باشند که خدای نخواسته کشور بسوی جنوبی و شمالی شدن نرود که حاصل بس تلخی را در پیش خواهد داشت و این حاصل را از آلمان شرق و غرب شروع تا کوریای شمالی و جنوبی باید آموخت.

در آرزوی کشور آباد سر بلند متحد و یکپارچه

Advertisements

مخبران وحامیان و…


تعدادی با طذح از قبل طراحی شده برای مدتی حمایتش را از تیم اصلاحات وهمگرایی اعلام میکنند و بعدا از وی جدا شده به تیم مخالف می پیوندند و تعدادی هم به تیم تحول و تداوم پیوستند و بعدا زیاد شان جدا شدند و به تیم مخالف رجوع بردند.
این حمایت ها را از چند بعد باید در نظرگرفت
1- مخبر ی
از این نگاه تعدادی بدون شک فقط بخاطر فهمیدن بعضی راز های پنهان تیم ها سرسختانه حمایت میکنند همین که به هدف رسیدند به بهانه ای خود شان را از تیم مذکور جدا می شازند و بی شرمانه و ناجوان مردانه پای به پای تیم رقیب که در حقیقت تیم منتخب خودش است می گذارند.
۲- منافع شخصی
در این میان بعضی ها هم بر علاوه کار و زار انتخاباتی بر منافع شخصی اش بیشتر تمرکز دارند و این گروه را کیسه سازان تازه وارد صحنه کارو زار ویاهم آنعده که هنوز به نبوغ سیاسی و فکری نرسیده اند از اول بشیاری ابعاد تعهدات شان را فراموش میکنند تشکیل میدهند که بعدا با دریافت گزینه های بیشتر و توقع های ناوقت تر سبب می شود تیم را رها کنند.
۳- منافع قومی و سمتی
از آنجائیکه بیشتر مسائل در افغانستان از پگا تا بیگاه جنبه ای قومی داده شده و این ذهنیت در اذهان عامه ریشه دوانیده و بعضا هم رشد کرده حنایت گران تیم ها هم از آن جمله مستثنا نیستند، نخستین بحثی که بعد از مباحث اساسی که همان خط و مش های کاندید ها برای دولت آینده شان است صورت میگیرد همین بحث قومیت و سمت است و هر کی سعی میکند تا سهم سمت و قومش را بیشتر بخواهد و بر دیگران متقبیل سازد، نادیده از این که باخواستن سهم فراتر از لزوم حقوقی قومش در حقیقت حق یک شهروند یا قوم و سمت دیگری را نادیده گرفته و زیر پا کرده.
مثلا کسانیکه در ادوار مختلف از انتخابات شورای های ولایتی، نمایندگی مجلس ویا انتخاب زعامت کشور نتوانسته اند بیشتر از ۱۵٪ رای جمع بکنند توقع داشتن جمعیت ۳۰٪ یک توقع بی جا و اشتباه است نه تنها اشتباه که حماقت محض هم است. و برعکس کسی که تا ۳۷-۴۰ در صد آرای مردمش را بدست آورده است بدون شک و بدون چون و چرا باید سهمیه به تناسب آرایش برایش داده شود و منطق عدالت طلبی و دموکراتیزه شدن سیستم ها نیز همین را امر میکند. از بحث اصلی دور نشویم.
۴- وسواس بودن های فردی
این قشر را کسانی تشکیل میدهند که فقط روی هوس گاهی آغوش یک تیم و گهی هم آغوش تیم دیگر را اشغال میکنند و بیشتر به فاحشه های سیاسی میمانند. و این ها هیچ گاهی مورد اعتماد مردم نبوده و نیست.

۵- پس چیزی که مهم است این است که مردم باید بر آنهائی اعتماد بکنند و رای بدهند که از ثبات و اعتقاد سیاسی و تیمی برخوردار اند و همه جوانب قضایا را از همان آغاز کارش سنجیده وارد کار زار انتخاباتی می شوند و تا آخرین لحظه گام به گام با هم تیم هایش به پیش میرود.
البته قابل ذکر میدانم که در این جمع یکتعداد که هم وجود دارد که بودنش را فقط مهم میدانند مانند سمبولیک و از حق و حقوق سیاسی و شهروندی چیزی در توشه ندارند که باید مردم از سوابق آنها آنها را مورد ارزیابی قرار دهند.

تا باشد روزی پشیمانی بار نیاید.

پیش بسوی پیروزی با تیم های منتخب خود ما !

اعلان گم شدگی


Image

عزیزانم سلام مدتهاست دنبال گم شده ام هستم  ولی نمی توانم بیابم لطفا در زمینه کمک ام کنید

اینکه چرا ترکم کرده است خودم هم نمیدانم مطمئین هستم نزد خودش هم علت وجود ندارد  شاید خودش هم حیران باشد که چرا نمی تواند نزدم بیاید. زمانیکه  ما تازه آشنا شده بودیم هیچ روز را هم نمی توانستیم بدون یکدیگر سپری کنیم ولی روابط ما آهسته آهسته به سردی گرائید بعدا هر از گاهی به سراغم می آمد تا اینکه روابط من همرایش بخاطر اینکه هیچ احوالم را نمی گرفت به تیرگی انجامید.

باور کنید من از دل و جان دوستش داشتم و دارم  دوست دارم همیشه در کنار هم باشید و از لحظات زندگی لذت ببریم، آنچنان آشفته و مفتون اویم که در نبودش تمام منزلم تار است همه چیز در هم و برهم  حتی از دوری او آب به سبزه و گل های عطرآگین باغچه حویلی ام نرسبده و آنها رنگ زرد می شوند لطفا کمک ام کنید تا گم شده را دریابم.

باور کنید وقتی او نیست جاده و کوچه منطقه ما تاریک است سکوت مهیبی منطقه را فرا میگیرد انگار همه ترک دیار کرده اند از ظلمت تاریکی و دوری او.

آروز می کنم هر چی زودتر  او بر گردد تا من واتر پمپ را روشن کرده گلهای باغچه حویلی ام را آب یاری کنم، و باز کوچه و پس کوچه منطقه ما دوباره روشن گردد واقعا خیلی دیر است برای دیدنش دلتنگم  شما میدانید حالا همه چیز برقی شده است وسیله ارتباط ام که موبایل و تلفون است هم از نبودن برق شاکی هستند چارج ندارند که برای آقای وزیر آب و برق کشور میسکال کنم.

کار و در آمدم به برق ارتباط دارد چون برق نیست میسکال می کنم گرنه زنگ زده به حق وزیر اعلی می رسیدم کمپیوترم هم از بی برقی چارج ندارد که دراینباکس  فسبوک اش پیام آفلاین بگذارم.

به هر صورت از شما که توان کمک دارید می خواهم منطقه ام که دشت برچی است را از نعمت برق محروم نسازید و من را هم از دلباخته ام دور نکنید لطفا!

 

Sherin Hazara


40 girls of Hazara who flew down from mountains

40 girls of Hazara who flew down from mountains

A piece of land in this world had been called Khurasan but after invading a wild tribe in this land by the help of some other countries  specially great Britain Empires  could occupy it and after a while change the name of this land ( Khurasan) to Afghanistan.

Afghanistan is a multinational and a country that has many different religion as well like Shia, Sunii, Ismaili, Hindoism, chrisianity and etc. In fact people of this land have no problem in their faith or religion, only problem they have is ethnically and language

that is why many cruelty can take place in this land in different way but the target is only one ethnic that call ” Hazara ”

Hazara had the biggest population in this land before 1880s since Abdull Rahman didn’t massacre 62% of  the population of these people and  kept the men and women as a slave for decades and centuries, because the reject to pay the painful taxes as follows:

1-Barry dirt:  as the charity of uncultivated  and arable land of Hazaras were taken.

2- head count money: which had been taken from each Hazara person in a house as tax.

3-horn count money: which was taken instead of each animal from Hazaras.

4- good shopping money: this was determined by MP to Hazara people.

5- wheat storage : a hundred hundredweight and more irregular scale, was billing on Hazara people.

6- money for queen’s head moisturizing and scarf: a predatory form of money orders that were imposed on the Hazaras.

7- term of service was another pain on ass for Hazara people it was recently seemed like slaughterhouse for Hazaras in order to safe themselves they were selling their land and properties to give bribe or give someone to serve instead of them.

and many more thing were imposed on Hazara people so therefore they start complaining and protests to avoid all these, but turned in violence and cast bloody ware.

in these wares men and women of Hazara participated to fight for justice and equalities. Among all other women & men there were 4o Hazara girl in Urozgan that were under control of Sherin ( commander of 40 girl of Hazara) in Urozgan that fight for days and hours against the insurgent of Abdul Rahman but because of shortage of ammunition and a lots of casualties she withdrawal toward a mountain but still fighting in order to safe dignity and chastity of herself and her colleagues like Feriba,Marzia, Razia, Gul bakht and 35 other girls but unfortunately her attemps didn’t stop tyranny troop of Amir and eventually all girls decided to fly down the mountains and do suicide rather than capture by Pashtoon force to be an honored and from that time now that mountain is called Chihil Dokhtaran (40 girls) and Shering is well known among Hazara and rest of Afghanistan people in bravery and courage.

39885_134978929877700_100000967811632_158780_831359_n(1)

let me pray for her and her colleagues soul to be comfortable and have place in paradise.

this is was a short story from Hazara girl of Urozgan and honored ladies for her sacrifies and I hope one day all be taken to court those who attempts injustice in this country and every body get her/his rights.

I hope all my dear readers ignores any grammatical or any other mistakes of texts.

هوای کابل سهمیه بندی می‌شود


نویسنده : محمد جلیل تجلیل

در اعلامیه مطبوعاتی ریاست حفظ محیط زیست کابل آمده است که به زودی هوای شهرکابل سهمیه بندی می‌شود. این طرح در حال مطرح می‌گردد که کابلیان قدیم در میان انبوه از جمعیت که از روستاها و کشورهای همسایه به اساس نبود امکانات و مشکلات به کابل آمده اند مطرح شده است.
مطرح شدن این طرح از سوی ریاست محیط زیست عده‌ای را به درنگ وا داشته وعده‌ای دیگر در ظاهر خاموش اند ولی از شوق و شادی در پوست نمی‌گنجد. طرح این مساله سبب می‌گردد که اکثریت نوآمده‌های کابل را که مهاجرین و روستائیان تشکل می‌دهد به خاطر بازگشت به کشورهای همسایه و یا هم رجعت به زندگی دوزخی روستایی آماده سازند.
آنان معتقدند که این طرح ریاست محیط زیست آنان را از نفس کشیدن در این شهر محروم می‌سازد. به باور اکثر آنان هوای شهرکابل دیگر برای آنان کافی نبوده و تداوم زندگی آنان سبب می‌گردد که مقامات و کابلیان قدیم را به کمبود اکسیجن در این شهر مواجه سازند. هرچند این برنامه قبلا در دانشگاه مونیخ آلمان نیز مطرح شده بود، اما از آنجایکه متخصصین دانشگاه مونیخ از پیاده نمودن این طرح که مبنی برعدالت اجتماعی باشد، ناکام شده بودند.
طرح دوباره آن درافغانستان بیانگر رشد سریع علمی و آگاهی اجتماعی است که در این عرصه از دانشگاه مونیخ آلمان پیشی گرفته اند .هرچند که هتلر باهمکاری متخصیصن در دانشگاه های آلمان هزینه‌های سنگین را برای پیاده نمودن این طرح متقبل شد، اما سرانجام به بن بست به نام عدالت اجتماعی مواجه شد که کمر تمام متخصصان را شکست.
راه اندازی این برنامهی کلان ملی زمان مطرح می‌شود که چند روز قبل برنامه‌ی دیگر جهت ملی شدن وتحقق عدالت اجتماعی درکشور توسط وزارت تحصیلات عالی کشور مطرح شد و حالا در انتظار تصویب از سوی شورای وزیران می‌باشد.
ریاست محیط زیست کابل نگرانی‌اش را از آن جهت اعلان نموده که عده‌ی از شهروندان کابل از هوایی صاف و امکانات شهری توانسته اند خودرا به جای برساند ولی آندسته دیگر که مشکلات درسیستم تنفسی و گیرنده‌های هوشی دارند، از این نعمت بی‌بهره مانده اند که باید در زمینه آن‌ها توجه صورت گیرد.
نشر این اعلامیه‌ عده‌ی از شهروندان را چنان متعجب ساخته اند گویا این‌ کشف به بزرگی عالم است. بی‌خبر از اینکه از چند سده به این سوگاه و بیگاهی متخصصان افغانستانی که با زیوری درجه‌های درشت پوهاند، پوهاندوی … آراسته اند، به این‌گونه کشفها دست زده و آن را جهت تحقق عدالت اجتماعی و وحدت ملی میان شهروندان افغانستان وارد جامعه می‌کند.
هرچند این طرح قبلا در کتاب مشهور علمی- تاریخی پته خزانه که توسط نویسنده شهیر و گم‌نام کشور نوشته شده، پیش بینی شده بود. به باوری آگاهان امور اجتماعی چنین طرح نه تنها که ما را شهره‌ی شهر می‌سازد بلکه نام سرزمین ما را در میان کشورهای جهان درجایگاه بلند قرار داده و از موقف بلند اجتماعی نیز برخوردار می‌سازد.
تلاش‌های که تا هنوز از سوی متخصصان افغانستانی ارایه شده با واکنش تندی متخصصان جهانی مواجه بوده و گویا آنان در یک رقابت منفی در مقابل ما برخواسته اند. ایجاد کمسیون اصلاحات و مبارزه با فساد اداری با عقل افغانی جهت زدودن مشکلات و از بین بردن فساد سبب شد که پس از گذشت چند سال غرب و هوادارانش، افغانستان را فاسد ترین کشور جهان معرفی نماید.
کمیسیون فساد اداری که تمام رقابت‌های منفی جامعه غرب با متخصصان افغانستان را می‌داند، واکنش آنان را ناشی از حسادات آنها دانسته و فکر میکنند که راه اندازی این طرح توسط اگاهان اجتماعی و متخصصان افغانستانی، آنان این دانشمندان را رقیب بزرگ در برابر خود قلم‌داد نموده و در تلاش سرنگونی‌ رقیب‌های نوظهورشان هستند. به باوری این اداره تا زمانیکه افکار افغانستانی در جامعه مطرح باشد، غرب اینگونه شایعات را بر علیه مختصصان ما ادامه داده و در تلاش اند افکار ناب و بکر افغانی را نادیده بگیرند.

 

مدیون تویم


سال ها و قرن هاست مرا می رنجاند این تنگی زمان و زندگی اینجا من کسی را مقصیر نمی بینم مگر خودم دیگران از من برتری و بهتری ندارند ولی این من هستم که خودم را از کاروان عقب کشیده ام و مسیر حرکت کاروانم را درست مدیریت نکرده ام ویا شاید هم نتوانسته ام.

افغانستان سرزمینی کثیر الاقوامی است که در طول تاریخ هر قومی خواسته است تا بر قوی دیگری تسلط داشته باشد فرق نمی کند که این تسلط سیاسی باشید یا اقتصادی و اجتماعی و… هدف اینجا غضب کردن حق اقوام دیگر است توسط یک ویاچند قوم

همان طوری که از اسم این سرزمین ( افغانستان = آه و فغان و پسوند ستان هم که بیانگر جای و مکان چیزیست مانند گل گلستان, تاجک تاجکستان و …) سیاه بخت معلوم است که این سرزمین بدون دغدغه و سروصدا هیچ امکان دارد از همین رو است که این سرزمین از همان زمان که اسمش افغانستان شده است هیچ گاهی صلح و ارامی را امتحان نکرده است و همیشه یکی بر دیگری غالب آمده و کله منار ساخته اند ویا 62 % نفوس قومی را گردن بریده اند.

این کشور زمانی اسمش افغانستان شد که ناقلین دامنه کوه های سلیمان وارد این قطعه خاک شدند این مردم چون بادیه نشین و کوه نشین بودند هنوز فرهنگی شهری و آداب انسانی را فرانگرفته بودند هر جای که رسیدند درندگی سر دادند,خون آشامیدند, قتل کردند, غارت کردند غضب کردند و هر جنایتی که از دست شان آمد در مقابل ساکنین اصلی این سرزمین دریغ نکردند.

قبل از مهاجرین بادیه نشین سلیمان کوه افغانستان کنونی به نام خراسان یاد می شد و تحت سلط مغول های شمال دریا آمو که به سرکردگی چنگیز هان در این سرزمین هجوم آمده بودند اداده می شد و گاهی هم توسط حکام محلی و ملک الطوافی این کشور اداره می شد نه جنگی بود و نه سر و صدای و نه برادر کشی و نه کسی یوغ بیگانه حمل می کرد.

قبل از آن آریایائی های هند و اروپای این سرزمین را اداره می کردند

ولی با این همه تاریخ پر خم و پیچ اقوام این سرزمین باید مدیون کسانی باشد که برای آنها این قوت و نیرو و هیوت را بخشیده است.

زنده بودن امروزما شاید برای خود ما کم اهمی ویا بی اهمیت باشد ولی با دیدن این فلم می توانیم دریابیم که چی بهای سنگینی برای زنده بودن ما نسل های قبل از ما پرداخته اند و چی قدر جوانان ما جان های شیرین شان را نه تنها برای زنده نگهداشتن ما بلکه برای بدست آوردن حق و حقوق یک شهروند واقعی و ایجاد یک جامعه عاری از خشونت, قتل, کشتار و در عوض مملو از برادری,صمیمیت, برابری  نثار کرده اند

من شخصا مدیون آن نسل فدا کار هستم

افغانستان مزرعه تبعیض


افغانستان مزرعه تبعیض و تعصب قومی,زبانی و مذهبی در این مزرعه که شخم تبعیض و تعصب را دهقانان بیگانه کاشته اند باید حاصل آنرا سوزاند گرنه درد سر بزرگی برای جوامع اقوام خواهد شد چی بهتر هر آنچی زود تر عملی گردد. شنیدم نتایج کانکور را به تعلق کشیدهاند مگر چرا؟ با تعلق کشدین نتایج کانکور چندین مسائل به اثبات می رسد که ذیلا برای شما شرح خواهم داد. 1- نا مسلط بودن کسانی که نتایج سوالات را ارزیابی کرده اند. 2- شاکی شدن بر درجه های تحصیلی آنها 3- مسلما اگر کسی میگوید در افغانستان تبعیض و تعصب وجود ندارد اشتباه می کند بلکه افغانستان مزرعه واقعی تبعیض و تعصب است. مسله مهم اینجاست که کرزی و دولتمردانش همیشه داد از دیموکراسی و عدالت می زنند پس ایا کامیاب شدن فرزندان کوشا و مستعید غور و دایکندی و پروان در امتان کانکور امسال خلاف عدالت و دیموکراسی است؟ شرمت باد وزارت تحصیلات اگر نتایج را به تعلق بکشید با آنکه مشروعیت این دولت پرسش بر انگیز است وزارت را زیر انبوده از سوالات خواهی برد که برده اید.

سخنانم را با یک جمله خاتمه می بخشم کسب دانش برای مرد و زن مسلمان فرض است اگر مسلمانیم پس چرا تعلیق؟

ندای عدالت از کویته تا دهلی


امروز حضور پررنگ دانشجویان افغانستانی مقیم شهر دهلی در کنار افغانستانی های مهاجر و دوستان هندی و غیره برای همنوای با دیگر برادران و خواهران جهان بخاطر اظهار همدردی با فامیل های قربانیان اخیر واقعه کویته تظاهرات را پر خروش تر ساخته بود.

امروز جوانان و نوجوانان مقیم شهر دهلی شعار های جون ذیل سر میدادند:

Hazara killin is genocide!

Stop killing Hazara!

1234 killing Hazara no more!

UN UN wake up ! wake up !

Banki moon Banki moon Wake up ! wake up !

این تظاهرات زمانی آغاز شد که دوستان از تمامی نکات شهر و دانشگاه های شهر دهلی اعم از :

ایست آف کیلاش

لاجپتنگر

مدنگری

اشرم

جمع از مهاجرین افغانستانی مقیم دهلی

دانشگاه دهلی

دانشگاه شاردا

دانشگاه جامعه اسلامیه

دانشگاه جنوب آسیا

دانشگاه هوانوردی ملکی

محصلین

و افغانستانی های مهاجر مقیم شهر دهلی

جمعیت چند صد نفری امروز با احساساتی که در قبال حقوق انسانی هزاره ها از خود نشان دادند واقعا قابل قدردانی و سپاس است.

این تظاهرات یک تظاهرات قومی, زبانی, نژادی و مذهبی نبود بلکه فراتر از همه این هم فرا قومی و هم فرا زبانی و سمتی بود در این جمع ما دوستان هندی و پاکستانی و اقوام مختلف افغانستان را با خود داشتیم که جا دارد از حضور پر رنگ ایشان جهت عرض تسلیت برای تمامی مردم کویته در جمع و برای هزاره ها صورت خاص تشکری می کنیم.

با حضور اقشار مختلف در تظاهرات امروز واقعا محسوس بود که نسل جدید ما دارند گامی بسوی همدیگر پذیری می روند دیگر برای این نسل مسله زبان ,قوم و مذهب و … مطرح نیست بلکه همه با هم برادر و برادر ایم

به امید روزی که یک وقت رسد که تمامی مردم افغانستان از تمامی اقشار به این فکر برسند که وطن عزیز ما رفاع کلی یابد.

جمع از محصلین افغانستانی در تظاهرات امروز ما در شهر دهلی

جمع از محصلین افغانستانی در تظاهرات امروز ما در شهر دهلی

 

Image

جوان هزاره و کشف فرمول جدید ریاضی در غزنی


خلیل الله یعقوبی، دانش آموزی است که باشنده کمرک ولسوالی جاغوری از مربوطات ولایت غزنی است که در بخش الجبر و ریاضیات، توانسته است فرمول جدیدی را برای حل معادلات، کشف کند.
مسولان معارف غزني مي گويند كه فرمول اين دانش آموز به عنوان يك ابتكار و دستاورد علمي در بخش الجبر و رياضيات از سوي مركز ساينس و علوم طبيعي وزارت معارف كشور، مورد تاييد قرار گرفته است.
او، اکنون در لیسه البیرونی نو آباد غزنی و در صنف یازدهم درس می خواند.
پیشتر نیز یک جوان از باشندگان ولسوالی جاغوری ولایت غزنی، توانسته بود که با  استفاده از ابتدایی ترین امکانات، طیاره بسازد و این طیاره نیز به شکل موفقیت آمیز، در يكي از ميدان هاي هوایی كشور به پرواز  در در آمد.

خلیل الله یعقوبی، اکنون در لیسه البیرونی نو آباد غزنی و در صنف یازدهم درس می خواند.خلیل الله یعقوبی، اکنون در لیسه البیرونی نو آباد غزنی و در صنف یازدهم درس می خواند.
پنج شنبه گذشته در مراسمی زیرنام “ماهم مي توانيم” با اشتراك برخي از اعضاي پارلمان كشور، معاون والي غزني و مسئولان رياست معارف اين ولايت در ليسه البيروني شهر غزني برگزار شد.
محمد علي احمدي معاون والي غزني ابتکار خلیل الله یعقوبی را مورد ستايش قرار داده و از او به عنوان يك الگو براي نسل جوان كشور ياد کرد.
او  از نسل جوان كشور خواست كه مانند اين دانش آموز در عرصه علم آموزي و آشنايي با فناوري روز، تلاش كنند تا به گفته او، زمينه براي يك رقابت سالم علمي فراهم شود.
آقاي احمدي از وزارت معارف كشور خواست كه دستاورد علمي اين دانش آموز را به عنوان يك ابتكار علمي در المپياد هاي بين المللي ارائه کند و زمينه اشتراك او را در مسابقات بين المللي فراهم سازد.

معاون والي غزني، شناسايي استعداد هاي برتر و جوانان خلاق و مبتكر را برای کشور لازم دانسته و از مقامات وزارت معارف خواست كه بورس تحصيلي نیز در اختيار اين جوانان قرار بدهند.
معاون والي غزني، شناسايي استعداد هاي برتر و جوانان خلاق و مبتكر را برای کشور لازم دانسته و از مقامات وزارت معارف خواست كه بورس تحصيلي نیز در اختيار اين جوانان قرار بدهند.
دستاورد علمي بي پیشينه
از سویی، عبدالقدوس رسولي معاون رياست معارف غزني ابتکار خلیل الله یعقوبی را یک دستاورد علمي بي پیشينه خواند و گفت فرمولی که از سوی اين دانش آموز خلق شده است، بار اول در اداره ساينس رياست معارف غزني مورد بررسی قرار گرفته و پس از آن به مركزساينس و علوم طبيعي وزارت معارف فرستاده شده است.
آقاي رسولي افزود كه مركز ساينس وزارت معارف كشور اين فرمول را به عنوان يك دستاور علمي و يك ابتكار بي پیشينه در عرصه رياضيات مورد تاييد قرار داده است.
خليل الله يعقوبي اما، مي گويد كه اين دستاورد علمي او، افزون بر اينكه مورد تاييد مركز ساينس وزارت معارف كشور قرار گرفته از سوي مركز تحقيقات رياضي فلسفي جهان كه توسط پروفیسور صديق افغان اداره مي شود نيز مورد تاييد قرار گرفته است.

پدر خلیل الله یعقوبی، محمدجمعه نام دارد او از فقر و تنگ دستي شكايت می کند.پدر خلیل الله یعقوبی، محمدجمعه نام دارد او از فقر و تنگ دستي شكايت می کند.
او تقدير نامه اي را به مطبوعات نشان داد كه از سوي اين مركز به او داده شده است.
خليل الله معتقد است فرمول خلق شده توسط او، سهولت هاي زيادي را براي حل معادلات الجبري فراهم كرده است.
به گفته او، این فرمول بسیار آسان تر از روش مرسوم محمد ابن موسي، براي حل معادلات يك مجهوله درجه دو مورد استفاده قرار مي گيرد.
خدمت به وطن آرزوي پدر! 
پدر خلیل الله یعقوبی، محمدجمعه نام دارد او از فقر و تنگ دستي شكايت می کند.
محمد جمعه به خبرگزاري بخدي گفت كه او غريب كار است و روزانه در بدل 200 افغاني کارگری می کند.
او افزود با اينكه فقر و تنگ دستي همواره او و اعضاي خانواده اش را رنج داده اما هيچ گاه فزندانش را به كار مجبور نکرده و اورا تشویق به درس خواندن کرده است.
وا نداشته است و آنها را به مكتب تشويق كرده است.
افغانستان امن وآباد و پشرفته از آرزو هاي محمد جمعه ميباشد او ميگويد همواره پسرش را تشويق كرده است كه درس بخواند و به وطن خدمت کند.
سنایی – غزنی 

منبع : خبرگزاری بخدی

کوچی های مدرن امروزی یا نیروهای با نام و نشان فاشیسم و تروریسم در افغانستان


معضلۀ خونین ومزمن کوچی ها که در گذشته ها، با همۀ جوانب غیر منطقی وغیرانسانی بودن آن، معطوف به هجوم های فصلی دامداران خانه بدوش اطراف کوه های سلیمان ومناطق همجوارآن به قلمروافغانستان میگردید، امروزبه یک دانۀ چرکین سرطانی مبدل گردیده است که، بقا وانکشافات بعدی آن مسلماً میتواند، یک خطرجدی وخانمانسوزبه وحدت وهمبستگی باشندگا ن کثیرالملیة وحتی موجودیت کشور ما بحیث یک قلمرو واحد بحساب آیدتوردیقل میمنگی.

کوچی ها دیگر دامپروران خانه بدوش پشتون نه بلکه نیروهای مسلح دایما در خدمت طالبان ودیگر حلقات تروریستی فاشیستی افغانستان ومنطقه اند که، درقلمرو پاکستان ومناطق پشتون نشین دو طرف خط دیورند تجهیز وسازماندهی گردیده ، درجهت نیل به اهداف معین سیاسی ونظامی بطرف کشور ما اعزام میگردند.

این نیرو های سازمان یافتۀ عقیدتی ونظامی که از وجود رمه هاوگله های حیوانات معیتی خویش، بحیث وسیلۀ سطر واخفا ی اهداف ومقاصد شوم سیاسی ونظامی خود استفاده مینمایند، دیگر آن دامپروران بدوی در جستجوی چراگاه وعلوفه برای مواشی خود که، همه ساله در فصل بهار، راه های طولانی وصعب العبورکوهستانی را، از طریق سلسله کوه های هندوکش وبابا یکجا با رمه های خود زیر پانموده و تا نقاط دور دست کشورما نقل مکان، ودر فصل خزان هم واپس ازهمان مسیر ها باز گشت مینمودند نبوده، بلکه نیروهای سازمان یافتۀ نظامی، با داشتن اهداف وعقاید مشخص اشغالگرانۀ فاشیستی مذهبی طالبی میباشند که، سواربرانواع مختلف وسایل نقلیۀ مدرن ومجهز با انواع سهولت های مورد نیاز، یکجا باتعداد معینی مواشی که آنهارا نیز وسایط بار بری عظیم الجثه ومدرن تیلردارتا مناطق دور دست انتقال میدهند، بمناطق مختلف افغانستان هجوم آورده ، با کسب حمایت های پلانگزاری شده، از جانب منابع استخباراتی حامی جنگ در افغانستان، ودولت حامد کرزی بصورت مستقیم وغیر مستقیم آن، جبهات مورد نیاز جنگ های تروریستی را بازگشایی، ودر خدمت تداوم وانکشاف پلان شدۀ تروریسم وبنیاد گرایی در توأمیت با حلقات فاشیستی دیگر درین سرزمین قرار دارند.

اطلاق کلمۀ کوچی براین نیرو های تروریستی که با سرازیر شدن خود جان، مال وناموس مردم افغانستان را در سرتا سرقلمرو آن با خطر تجاوز وبر بادی مواجه میسازند کاملاً نادرست، ودر واقعییت امر منحرف سازی ذهنیت ها، ازماهییت واهداف شوم این گروه های فاشیستی، در توأمیت با دیگرحلقات فاشیستی وعظمت طلب کشوراست که، به شیوه های مختلفی از گذشته های دور تا به امروز مصروف فعالیت بوده، واکنون با بهره برداری از اوضاع فعلی کشور، یکجا با ده ها معضلۀ دیگر پدیدۀ کوچی را هم سازماندهی ، وخواهان امتیاز گیری به نفع تحکیم پایه های حاکمیت انحصاری وتک ملیتی خویش درین سرزمین میباشند.

قراین انکار ناپذیری گواه برآن است که، دولت غیرملی وقبیلوی حامد کرزی که، به شیوه های مختلف وتحت عناوین متنوعی چون مذاکره وآشتی با طالبان، رها نمودن زندانیان جانی طالبان ازبند، تهیه و تدارک تذکره های الکترونیکی باهویت پیش نویس شدۀ افغان برای همه، دعوت جرگۀ قبایلی باشندگان دو طرف خط دیورند، تدارک تدویر لویه جرگه وغیره در حال قربانی نمودن منافع مجموعی مردم افغانستان،در پای منافع حلقات فاشیستی قبایل حاکم کشوراست، در کنار دیگر فعالیت های هدفمند وپلان شدۀ خود توطئۀ کوچی هاراهم یک بار دیگرفعال وبا گسیل وجابجا سازی گروه های آدمکش وفاشیست تحت همین نام در مناطق غیر پشتون نشین، خصوصاً مناطق مرکزی هزاره نشین وشمال کشور که جایگاه تاریخی واجدادی باشندگان بومی ازبیک، تاجیک، تورکمن، هزاره، ایماق، قرغیز، قزاق، تاتار وغیره محسوب میشود، تنظیم وتسریع نموده واز این طریق خواهان راه اندازی یک سلسله جنگ های فرسایشی دیگر در قلمرو افغانستان وبهم زدن ثبات وامنیت در مناطق امن کشور است، که بیشترینه از جانب استخبارات های کشورهای بیگانه تمویل ورهبری میگردد.

همین اکنون شواهد نشان میدهد که عدۀ کثیری ازکوچیهای نام نهاد سواربرموترهای آخرین مدل یکجا با مواشی مورد نیاز خود دردو جبهه که یکی مربوط به ساحات هزاره نشین بهسود، غزنی، بامیان، میدان ووردک، دایکندی، ارزگان، پروان وغیره بوده،وجبهۀ دیگرآن هم مربوط به مناطقی، درمسیر راه مواصلاتی اندخوی میمنه ، نوارمرزی افغانستان با تورکمنستان وازبکستان و ساحات دشت لیلی و یولغون زارهای انتهای منطقۀ قرمقول واطراف ولسوالی دولت آباد فاریاب ودیگر مناطق شمال کشور چون قندوز، سمنگان، سرپل، جوزجان، بغلان بادغیس، تخار وغیره میگردد، به شکل مسلح ومجهزبا انواع سلاح های سبک وسنگین در حال جابجا سازی قرار داشته ومنتظر اجرای اوامر بعدی در جهت راه اندازی جنگها درین مناطق هم مرز با جمهوریت های آسیای میانه میباشند.

هدف اساسی از جاری شدن پروسۀ خونین کوچی درین شرایط دشوار زندگی مردم ما که ، برعلاوۀ هزاران بدبختی زادۀ جنگ خشکسالی هم دامنگیر ایشان گردیده است ومردم از همین حالاکه فصل بهاراست، در رابطه با تأمین علوفۀ حیوانات ومواشی خود دچار مشکلات ونگرانی های جدی بوده، ومواشی دست داشتۀ خودرا از نگرانی تلف شدن آنها به اثر قلت آذوقه وعلوفه به بهای بسیاراندک عرضۀ بازار نموده وبا یأس تمام با تقدیر شوم خود دست وگریبان اند،صرفاً جنگ وکسب امتیاز به نام کوچی وجابجا سازی تروریستهاتحت همین نام وعنوان میتواند بحساب آید، وموضوع یافتن چراگاه در زمین های خشک وبی علفی که حتی ضرورت های ابتدایی باشندگان محلی را نمیتواند تکاپو کند، با هیچ منطقی نمیتواند توجیح پذیر باشد.

البته بد ساختن اوضاع زندگی مردم، از ملحوظات اقتصادی وامنیتی ومبتلا سازی مردم به فقر وبی روزگاری، از طریق مشتعل سازی نا آرامی هاتحت نام جنگ با کوچی ها، کاریست مفید بحال انکشاف تروریسم وبنیاد گرایی باجلب وجذب مردم بیکارومحتاج به صفوف نیروهای تروریستی طالب والقاعده که، این خود پلان وپروژۀ سهمناک دیگری است که دولت آقای کرزی وحلقات استخباراتی کشورهای حامی جنگ در افغانستان همیشه به شکل گیری وعملی شدن آن علاقمند بوده ودراکثر نقاط شرقی وجنوبی کشور هم از همین تکتیک ها استفاده های وسیعی رابعمل آورده اند!!!!

پس صراحتاً باید اذعان داشت که تهدید های امنیتی مناطق هزاره نشین کشورتوسط نیروهای آرایش یافته در لباس کوچی، یکجا با گسیل هزاران جنگجوی مسلح تحت نام کوچی بمناطق دیگر شمال هندوکش یک پروسۀ انتقال جبهات جنگ از جنوب به شمال کشور است که که کوچی بازی از افزار های شناخته شدۀ این عملیات بحساب میآید.

هرچندی که عدۀ از افراد دولت کرزی وشئونیستهای سنتی کشورما میخواهند که این مهاجمین مسلح وجنگجویان تربیت یافتۀ طالبان را با مخلوط سازی درمیان دامپروران خانه بدوش مناطق جنوب وشرق کشور، به آنها هویت واعتبار پشتون بودن ایجاد نموده وقضایا را شکل ونماد قبیلوی پشتون وغیر پشتون اعطا نمایند، ولی مدارک موجود ازآن ساحاتی که این مهاجمین درآنجاها همین اکنون حضور دارند، گواه برآن است که، ایشان اکثراًازجملۀ پشتون های متعلق به قلمرو افغانستان نبوده، شهروندان پاکستانی اند که، اشتراک درینگونه تهاجمات را همزمان با اهداف تروریستی وگسترش دهی جنگها درمناطق مختلف افغانستان، بحیث یک راه بدست آوردن امتیازات اقتصادی وتصاحب زمین، بافروش ویا اجاره دهی دوبارۀ آن به مردم محلی مورد استفاده قرار داده، واز مردم بی بضاعت نوار مرزی افغانستان هم بحیث گوشت دم توپ وپیش قراول این عملیاتها بهره برداری مینمایند.

چنانچه اسناد بی شماری از گذشته ها وجود دارد که، دولت ها جهت متوطن سازی این گروه های استفاده جو، درمناطق مختلف کشور، اقدام به توزیع زمین وساختن خانه وغیره نموده اند که، متأسفانه ایشان بعدازبدست آوردسندملکیت زمین ها وخانه ها اکثراً آنهارا دوباره بفروش رسانیده وبا بدست آوردن پول نقد دوباره به خانه های خود در پاکستان عودت نموده، ومنتظر مساعد دیگری برای از سر گیری همچون دست بردی برای خود باقی مانده اند. زیرا که آنها هیچ نوع علاقۀ با سرزمین ومردم افغانستان ندارند وتهاجمات فصلی برای ایشان نوعی تجارت وسرگرمی محسوب میشود که هم پول وزمین بدست میآورند، وهم پلان های تروریستی حلقات جنایتکار طالبانی را در عمل پیاده میسازند.

پشتون تعریف نمودن این مهاجمین صرفاً بخاطر تکلم آنها به زبان پشتوونادیده گرفتن تعلق ذاتی ایشان به پاکستان، خیانت بزرگی به حق مردم پشتون افغانستان وشریک سازی هموطنان بی گناه ما در جنایات انجام شده ازجانب آن حلقات تروریستی وفاقد پیوند هموطنی با مردم افغانستان است، که عدۀ از معتقدین اندیشه های فاشیستی وسردمداران قبیله سالاری همیشه به آن متوسل گردیده وبا سردادن شعار لر وبر پشتونخوا، حقیقت را مخدوش وزمینه را برای اینچنین استفاده جویی های غیر مشروع مساعد میسازند.

این خود بزرگترین جفا وجنایت برعلیه مردم بیچاره ومظلوم افغانستان ومنافع دایمی ایشان در مجموع است که ، باید است با آن مقابلۀ همه جانبه وافشا گرانه صورت گیرد.

در همین وضعیت فوق العاده بحرانی وحساس کشور است که دین مبارزه بر علیه این پدیدۀ منحوس بمثابۀ یک وظیفه ورسالت میهنی وانسانی در برابر نسل روشن بین وآگاه جامعۀ ما قرارگرفته، واز همگان میطلبد که با کنار گذاشتن هر نوع توهم خود برتر بینی وتفاوت های قومی، قبیلوی، مذهبی، نژادی، لسانی، منطقوی وغیره در کنارهم قرار گرفته ومانع از تداوم حیات وموجودیت این پدیدۀ منحوس در جامعۀ ما شوند.

پدیدۀ کوچی یک ویروس سرطانی درزندگی مردم ستمدیده وهزار پارچۀ افغانستان میباشد، که منافع مجموع مردم افغانستان دررابطه با آن آسیب پذیر، ویافتن راه حل دایمی برای این بلای خانمانسوزوظیفۀ تأخیر ناپذیرهر تبعۀ این کشور دررأس دولت افغانستان است.

دولت آقای کرزی وتیم افغان ملتی آن اگر واقعاً خودرا منسوب به همه مردم افغانستان میدانند، ومیتوانند قبیله پرستی های مرسوم خودرا که تا همین اکنون هم درخدمت ، نفاق وپراگنده سازی باشندگان افغانستان وتقسیم نمودن آنها به کتگوری مختلفی که به هیچ وجهی به نفع هیچ یکی از آنها نیست، قرار گرفته، صرف نظر نمایند، پس نباید بیشتر از این با کوبیدن به دهل لر وبر پشتونخوا منافع کلی مردم کشور را قربانی اهداف شئونیستی وبد حاصل خود کنند.

هر آن کسی که این کشور را وطن خود میداند وبه مردم این سرزمین کوچکترین علاقه وپیوندی را احساس میکند ، هر گز به مهاجمین پاکستانی تحت نام کوچی اجازۀ این همه بیداد گری وچپاولگری درحق مردم کشور مارا نمیدهد.

آنانیکه باوسیله سازی همزبانی وهم تباری منافع ملی ومیهنی مارا زیر پا میکنند، وحق برادرهزاره، ازبیک، تاجیک، پشتون، تورکمن وهر یکی ازواحد های قومی موجود درقلمرو افغانستان راپامال خواسته های شیطانی اجانب، منجمله پاکستانی ها میسازند، خائینین وجنایتکاران نا بخشودنی در برابر مردم ومیهن ما اند که، ازمفهوم وماهییت هموطنی هیچ چیزی را درک نمیکنند، وفقط درجستجوی خون ونژاد توهمی خود اندکه ساده ترین تعریف آن هم فاشیسم است!!!!

آرزومندیم که باورهای فاشیستی در کشور ما هر چه زود تر نابود شود وجستجوی منیت های بر تر، برای هرقوم وقبیلۀ که باشد، جای خود به هم پذیری انسانی با قبول واقعییت های وجودی همه ودر کنارهم اعطا نماید.

منبع: hazaralife.com

خینزیر ترین خینزیر ها
قوم پشتون در دنیا
آن خر ترین خر ها
قوم پشتون در دنیا